حسين بن حسن خوارزمي
61
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
يعنى از مرتبهء « احديّت ذاتيّه » به مستقيمتر طريقى كه آن طريق توحيد و دين حق است كه جميع انبيا و متابعان بر آناند ؛ واحديّت طريق انبيا مبتنى است برين اصل . اگرچه به واسطهء اختلافات استعدادات امم اختلاف صورى در اديان و شرايع ثابت است لاجرم از براى تبيين اين معنى مىفرمايد رضى اللّه عنه : و إن اختلفت الملل و النحل لاختلاف الامم . « ملّت » دين است و « نحله » مذهب . يعنى اگرچه دين و مذهب از براى اختلاف امم و به واسطه استعداد خاصى كه اهل هر عصر بدان مختصّ است مختلف مىنمايد ، امّا اين اختلاف قادح وحدت حقيقت دين نيست ، چنان كه اختلاف در صور معجزات وحدت حقيقت معجزه را مانع نتواند بود ؛ و لهذا معجزهء هر نبى مشابه صفتى آمد كه بر آن قوم غالب بود تا به واسطهء كمال آن قوم در آن صفت ، ذوق اعجاز را دريافتند و به يقين دانستند كه از طوق بشرى خارج است . و مىشايد كه احديت طريق بدان معنى باشد كه طرق سالكين از انبياء و اولياء مستهلك است در وحدت صراط مستقيم محمّدى و شريعت مرضيّه احمدى كه اتباع غير آن مقبول و مرضى نيست كما قال اللّه تعالى : وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ و إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ . بدانكه بيان احديّت طريق امم با وجود اختلاف ملل و نحل به واسطهء اختلاف امم به حسب « اسم ظاهر » بود كه به تقديم رسيد . امّا به حسب « اسم باطن » بايد دانست كه جامع همه طرق روحانيّه دو طريق است : يكى طريق عقول و نفوس مجرّده كه آن واسطه است در وصول « فيض ربّانى » و « تجلّى رحمانى » و رابطهء قبول ماست آن فيض و تجلّى را « 1 » .
--> ( 1 ) - عبارت قيصرى اين است : « احدهما طريق العقول و النفوس المجردة التى هى واسطة في وصول الفيض الإلهي و التجلّى الرحمانى الى قلوبنا . و ثانيهما طريق الوجه الخاص . . . » ( شرح قيصرى بر فصوص الحكم - چاپ اول سنگى - عمود 2 - س 10 ) .