حسين بن حسن خوارزمي

49

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

مرسل ، از براى حصول مرتبهء ولايت و نبوّت و رسالت مرسل را و مرتبه نبى غير مرسل اعلى باشد از مرتبهء ولى غير نبى ، از براى حصول مرتبهء ولايت و نبوت نبى را . امّا مرتبهء ولايت اعلى باشد از مرتبه نبوت و رسالت . و مرتبه نبوّت اعلى باشد از مرتبه رسالت از آنكه ولايت اولياء جهت حقيّت ايشان باشد ، و نبوّت انبياء جهت ملكيّت ايشان بود ، چه به جهت ملكيّت مناسبت متحقّق شود به عالم ملائكه تا قبول وحى كنند از ملك . و رسالت رسل جهت بشريت ايشان باشد كه مناسب بود به عالم انسانى . و مشايخ عظام - عليهم رضوان الملك العلّام - گفته‌اند مشرب هركسى ( هريك - خ ) از اولياء موافق « 1 » مشرب يكى است از رسل و انبياء و قدم اين ولى

--> - رسول و نبىّ از اسماء اللّه نيستند ولى وليّ از اسماء اللّه است ، لذا ولايت منقطع نمىگردد به خلاف رسالت و نبوّت : يوسف صديق - عليه السلام - فرمود : فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ( قرآن كريم - سوره يوسف - آيه 104 ) . و حكم بتّي الهى اينكه : « و ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ » . ( قرآن كريم - سوره نحل - آيه 99 ) . پس چون رسالت و نبوّت از صفات كونيه زمانيه‌اند به انقطاع زمان نبوت و رسالت قطع مىشوند به خلاف ولايت كه از صفات الهيه است و حق سبحانه در وصف خودش فرمود : « هُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ » ( قرآن كريم - سوره شورى - آيه 29 ) . پس قرآن فرقان به تنهايى در اثبات وجوب وجود انسان كامل وليّ در نشئه عنصرى على الدوام كافي است ، و روايات و صحف علميه معاضد آنند بلكه از بطنان آن فايض‌اند . عارف رومى در آخر دفتر دوم مثنوى گويد : هم سليمانست اندر دور ما * كه دهد صلح و نماند جور ما متأله سبزوارى در شرح آن گويد : « چه وليّ از اسماء خدا است و هميشه مظهر مىخواهد ، پس انقطاع ولايت جائز نيست ، و اولياء خدا هميشه در عالم هستند بخلاف نبىّ و رسول كه اسم خلقىاند پس انقطاع نبوّت و رسالت جائز است » ( شرح مثنوى - چاپ سنگى رحلى - ص 182 ) . ( 1 ) - كلمه 167 كتاب هزار و يك كلمه نگارنده در اين مقام ناطق بصواب است كه : « در كتب عرفاني گويند : فلان كس بر قدم فلان كس است ، معنى اين عبارت اين است كه فيض هر دو از يك جنس مىرسد . -