حسين بن حسن خوارزمي

48

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

و رسول نبيّى باشد كه مأمور بود به وضع شريعتى ابتداء ، و يا نسخ بعضى از احكام شريعتى كه پيش ازو موضوع باشد . و « ولايت » مأخوذ است از « ولى » و آن قرب باشد . و ولايت منقسم مىشود به عامّه و خاصّه : و ولايت عامّه شامل باشد جميع مؤمنان را به حسب مراتب ايشان چنان كه حق تعالى مىفرمايد اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا الآية . و ولايت خاصّه شامل نباشد الّا واصلان را از سالكان . پس ولايت خاصه عبارت باشد از فناى بنده در حق و بقاى او به حق و مراد از فنا اينجا نه آنست كه عين بنده منعدم گردد مطلقا ، بل مراد فناى جهت بشريّتست در جهت ربّانيّت چه هر بنده را جهتى است از حضرت الهى كه كلام مجيد بدان اشارت مىكند وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها الآية . و اين فنا و بقا جز به توجّه تام به حضرت حق حاصل نشود . چه بدان توجّه جهت « حقيّت » او غالب گردد بر جهت « خلقيّت » او ، تا به غايتى كه قهر كند و إفناء سازد جهت خلقيّت را بالكلّ ، چون انگشت كه به‌واسطه مجاورت به آتش و به‌واسطه استعداد او به آتش شدن و قابليّتى كه در و مختفى است اندك‌اندك مشتعل شود تا به غايتى كه آتش گردد و فعل آتش ازو ظاهر شود . و اين توجّه ممكن نيست مگر به سبب محبّت ذاتى كه كامن است در ذات بنده . و ولايت باطن نبوّت است « 1 » . و مرتبه مرسل اعلى باشد از مرتبهء غير

--> ( 1 ) - ولايت به حسب رتبت أعلى و ارفع از رسالت و نبوّت است چون ولايت باطن نبوت و رسالت است و نيل به اين دو مبتنى بر ولايت است . مفاد اين سخن نه اين است كه ولى مطلقا اعلى از رسول و نبى است بلكه مراد اين است كه ولايت رسول اعلى از رسالت او است ، و همچنين ولايت نبى اعلاى از نبوّت او است ، زيرا وليّ متبوع مثلا خاتم - صلى اللّه عليه و آله و سلم - به حسب ولايت افضل است از تابعانش ، چه مفضول غير متبوع است و افضل غير تابع ، هرچند يك شخص كه نبىّ است از آن حيث كه وليّ است افضل است از آن حيث كه نبىّ است نه اينكه ولىّ تابع افضل از اوست فافهم . ولايت نبى جنبه حقانى و اشتغال به حق تعالى است ، و نبوّت او وجهه خلقى دارد كه توجه نبيّ به خلق است و شك نيست كه اولى اشرف از دومى است چه آن ابدى است به خلاف اينكه منقطع است . -