حسين بن حسن خوارزمي

36

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

ديگر آنكه اقرب است به شهادت و عالم او « عالم مثال » است كه « عالم ملكوتش » نيز خوانند و غيب مضاف از آن جهت منقسم به دو قسم گشت كه ارواح را دو صورت است : مثاليه كه مناسب عالم شهادت است و صورت عقليّه مجرّده كه مناسب غيب مطلق است . و حضرت چهارم حضرت « شهادت مطلقه » است كه مقابل است مر حضرت « غيب مطلق » را ، و عالم او « عالم ملك » است ، و پنجم حضرت « جامعه » است و اربعهء مذكوره را و عالم او « عالم انسانيست » كه جامع جميع عوالم است : بيت : اين چنين انسان كه نامش مىبرم * تا قيامت من ز وصفش قاصرم پس « عالم ملك » مظهر « عالم ملكوت » است « 1 » و عالم ملكوت مظهر « عالم جبروت » و عالم جبروت مظهر « عالم اعيان ثابته » و اعيان ثابته مظهر اسماى الهيّه كه حضرت واحديّت است و اين حضرت مظهر حضرت « احديّت » ، و عالم انسان مظهر جميع اين حضرات و اين مظاهر مذكوره را « مجالى » و « مطالع » و « منصّات » نيز گويند . وصل من هذا الفصل : بدان كه تمييز ذات را در هر مرتبه و حضرتى ازين مراتب و حضرات بدان اعتبارات كه ذكر كرده شد « تعيّنات » گويند و « تجليّات » خوانند ، و بعضى او را « تنزلات وجود » نام نهند . ديگر بدان كه اكثر ارباب حكم متعاليه و جمهور اصحاب اشارات متلأليه مبدأ

--> ( 1 ) - از اين بيان به اشارات قرآنى كه وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . ( سوره منافقون آيه 8 ) ، و إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ . . . ( سوره حجر آيه 22 ) آشنايى حاصل شود . در ديوان اين كمترين آمده است : يكى شمس حقيقت مىدرخشد در همه عالم * تعيّنهاى امكانى بود مانند روزنها چو باشد عالم دانى مثال عالم عالى * همىدانى كه هر چيزى براى اوست مخزنها