حسين بن حسن خوارزمي

35

شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )

تنبّه بما قاله يا خليط ( كذا ) * ألا إنّه كلّ شىء يحيط بر اشياء محيط است يزدان پاك * نگويم ز تحت ثرى تا سماك در آن در كه يك حلقه شد نه فلك * چه گويم حديث سماك و سمك نمىبينم الحق يكى برگ كاه * كه در وى نه مشهود گردد إله سرّ سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ از اينجا متبيّن گردد و حقيقت حقّيت إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ * الآية در اينجا متحقّق شود . پس اگرچه ازين وجه كه ذكر كرده شد عوالم را نهايت نيست اما چون حضرات كلّيّهء الهيّه پنج است ، و اول حضرات كليّه كه حضرت « غيب مطلق » است يعنى « غيب حقيقى » كه احديّت و هويّت مطلقه عبارتست ازو ؛ و عالم اين حضرت عالم « اعيان ثابته علميّه » است و حضرت دوم حضرت « غيب مضاف » است و آن منقسم مىشود به دو قسم : يكى آنكه اقرب است به غيب مطلق و عالم او « عالم ارواح مجرّده » است كه « عالم جبروتش » خوانند و قسم

--> - و همچنان‌كه قيصرى در شرح فصوص الحكم گفته است : « ان لوازم الوجود موجودة في كل موجود إلا انها ظاهرة الوجود في البعض و باطنة في الآخر » ( آخر فصّ يونسى - چاپ سنگى - ص 384 ) . نگارنده گويد : اگر نظر اصحاب كمون و خليط بر مبناى اين رأى سديد و قول ثقيل باشد فنعم ما هو ، و دور نيست كه قدماى حكماء بر اين محمل سخن رانده باشند ، و لكن متأخران به ظاهر گفتارشان رفته و بر آن اعتراض نموده و طعنها وارد كرده‌اند چنان‌كه نظائر آن بسيار است . فصل 23 نمط دوم اشارت شيخ رئيس و شرح محقق طوسى بر آن ، در بحث از قول به خليط و كمون و بروز و ردّ آنست . صفحه 41 محبوب القلوب ديلمى در كمون و ظهور از انكساغورس است . و صفحه 19 سير حكمت در اروپا در احوال افلاطون ، در بحث از كمون است . بحث اوّل فصل چهارم تعليقات جناب استادم فاضل تونى بر شرح قيصرى بر فصوص الحكم از صفحه 44 تا 47 در اين موضوع كمون و ظهور است . فصل چهارم از فن سوم طبيعيات شفاء ( ص 194 ج 1 چاپ سنگى رحلى ) در ابطال قول اصحاب كمون و مذهب فشو و نفوذ است . و صفحه 163 و 546 كشف المراد به تصحيح و تعليق نگارنده در اين مسائل ياد شده است .