صائن الدين على بن تركه

83

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

سبيل است و همين نسبت احاطت ثابت ، چه حوزهء تصرّف تو به غير از يك خطّ مقابل نيست مادام كه حاجبى و حاجزى نباشد . و مع ذلك ، هر حكمى كه كنى همه فيه ما فيه باشد « 1 » و محلّ تشنيع شيخ و تكذيب اصحاب قدسى شعار او بود « 2 » . نيست جز صدق دليل رهِ مؤمن به خداى * ور كسى را به از اين هست دليلى ، قُل هات و حكم ادراك درويشان به ساير جوانب محيط است و هيچ آفريده را زهرهء آن نيست كه دست كفّ و منع پيش دارد . و احكام احكام آيات اين شكستگان ، هرگز مشوب به توهين بنيان نگشته و ملوّث به دروغ و خيانت نبوده « 3 » . راست رو باش به هر كيش كه باشى چون تير * ور شوى كج چو كمان لايق قربان باشى و آنكه گفتى پاى از كنج انزوا بيرون ننهاده‌اى ، اين خود از جملهء دلايل كمال ابّهت و تمامى اسباب حشمت و عظمت است كه ساير امور بىمساعى اقدام او بر نهج انتظام باشد « 4 » . از تو نيايد به تويى هيچ كار * يار طلب كن كه برآيد ز يار هست ز يارى همه را ناگزير * خاصه ز يارى كه بود دستگير و امّا قصّهء « 5 » سعت مجال و ضيق آن ، معلوم شد كه چون است . و آنكه هميشه نصيب او نوال وصال است و قسم درويشان درد بعد ، اين همان حكايت اوّل است « 6 » . ما ز بهر سوز هجرانيم كى يابيم « 7 » وصل * دوزخ‌آشامان كجا و لذّت « 8 » كوثر كجا « 9 » ؟ [ 479 ب ] * * مگس قند و پروانه آتش گزيد * هوس ديگر و عاشقى ديگرست

--> ( 1 ) . F : است . ( 2 ) . D : + ش ؛ F و J : + بيت ؛ G : + فرد ( 3 ) . G : + فرد ؛ J : + بيت ( 4 ) . D : + ش ؛ F و J : + بيت ؛ G : + فرد ( 5 ) . D : قضيّهء ( 6 ) . D : + ش ؛ F و J : + بيت ؛ G : + فرد ( 7 ) . C , D , E , F و J : دانيم ( 8 ) . B : شربت ( 9 ) . F : + بيت