صائن الدين على بن تركه
137
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
ص 62 ، س 17 - 20 : عشق آمد و شد . . . : از رباعيات مولاناست . ص 63 ، س 3 : حديث عقل در . . . : شعر از سعدى است . ص 63 ، س 10 - 11 : شده عصمت از . . . : با جابجايى مصرع اول و دوم ، شعر از شرفنامهء نظامى ، ص 237 است . ص 63 ، س 16 - 17 : و ما لي لا أثنى . . . : چگونه تو را نستايم كه تا بوده تو به پيمان با من وفا كردهاى ، در حالى كه وفادارى كمياب است . مرا بيم دادى و چون مالكم شدى از من گذشتى و گذشت مالكان زيباست . شعر از حمدانى و مصرع آخر ، مثل ساير است ( نگاه كنيد به : مجمع الحكم و الأمثال ، احمد قبش ، ص 57 ) . ص 64 ، س 5 : تا دو چشمم به دوست . . . : از ترجيعات اوحدى است . ص 64 ، س 7 - 10 : بلبل ز شاخ سرو . . . : شعر از حافظ است . ص 64 ، س 13 : ز نقشبند خيالم خوش . . . : از غزليات عماد فقيه است . ص 64 ، س 16 : آخر بسان ناى . . . : شعر از كمال الدين اسماعيل است . ص 65 ، س 3 - 4 : توبه داد آن چشم شاهد باز . . . : از غزليات امير خسرو دهلوى است . ص 65 ، س 6 : و اللّه أعلم أنّى . . . : خدا داناتر است به اين كه من او را ياد نمىكنم ؛ چگونه كسى را كه هرگز فراموشش نكردهام ، ياد توانم كرد ؟ ابو نصر سراج در اللّمع ، ص 431 ، اين بيت را همراه با سه بيت شورانگيز ديگر از ابو على رودبارى دانسته است . ص 65 ، س 10 - 13 : وقتى دل شيدايى . . . : شعر از سعدى است . ص 65 ، س 16 : يشاهد منّى حسنها . . . : هر ذرهاى از من - كه در هر چشم بر هم زدن ، همهء چشمها در آن مىچرخند - حسن او را مىنگرد . شعر از ابن فارض است . ص 65 ، س 18 : به هر چه مىنگرم . . . : شعر از فخر الدين عراقى است . ص 65 ، س 21 : اگر با من سخن . . . : شعر از ظهير فاريابى است . ص 66 ، س 1 : فكأنّ عذلك . . . : سرزنش تو مانند شتر محبوب من است كه او را با خود مىآورد ، چنان كه گويى گوش من چشم من است كه او را مىبيند .