صائن الدين على بن تركه

114

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )

ص 34 ، س 1 - 2 : إن حلّ . . . : اگر بر سرزمين پارس فرود آمد ، خداوندگار آنجا كسرى بود كه گردنان در برابرش خوار و خفيف بودند . يا اگر بر ديار روم در آمد ، قيصر در آنجا بود و اگر در سرزمين عرب فرود آمد ، تبّع در آنجا بودند . شعر از متنبّى است . ص 34 ، س 5 - 6 : اين‌ها ز تو آيد . . . : مصراعى از يك رباعى جلال الدين محمد مولوى است : از گل ، قفس هدهد جانها تو كنى * بر خاك سيه شكر فشانها تو كنى آن را كه چنين سرمه‌كشى او داند * كانها ز تو آيد و چنانها تو كنى ص 34 ، س 20 : اقليم رابع : قدما معتقد بودند كه يك چهارم كرهء زمين ، قابل سكونت و آبادانى است ( ربع مسكون ) و بقيه را آب فرا گرفته است . اين ربع مسكون به هفت بخش تقسيم مىشد كه هر يك را « اقليم » مىگفتند و به يكى از سيارات هفتگانهء افلاك منسوب مىكردند . اقاليم هفتگانه عبارت بودند از هند ، چين و ماچين ، ترك و يأجوج ، ايران يا خراسان ، روم و صقلاب ، مصر و شام ، و عرب و حبش . ايران در وسط عالم فرض مىشد كه در اقليم چهارم بود و با شمس در فلك چهارم نسبت داشت ( نگاه كنيد به : كشاف اصطلاحات الفنون و لغتنامهء دهخدا ، ذيل اقليم ) . صائن الدين علاوه بر اين عقيدهء عمومى ، به نظر ابن سينا در ميزان اعتدال مزاج ساكنان اقاليم مختلف هم توجه دارد . ابن سينا معتقد بود كه در ميان پنج اقليم آب و هوايى ( معدل النهار يا منطقهء استوايى ، منطقهء حاره ، منطقهء زير حاره ، منطقهء معتدله ، و منطقهء قطبى ) كه در ربع مسكون وجود دارد ساكنان اقليم چهارم معتدل‌ترين مزاج را بعد از ساكنان منطقهء استوايى دارند ( قانون در طب ، ج 1 ، ص 18 - 19 ) ؛ و چون صائن الدين از مملكت وجود انسان سخن مىگويد و انسان هم از هر موجود ديگرى به اعتدال حقيقى از نظر پزشكى نزديكتر است ( نگاه كنيد به : منبع پيشين ) بنابراين اقليم چهارم را كه اعتدال دارد رمز وجود انسان قرار داده است ( نيز نگاه كنيد به : رسالهء حاضر ، ص 29 ) . ص 35 ، س 11 : هر شكمى حاملهء راز . . . : شعر از مخزن الاسرار نظامى ، ص 88 است . ص 35 ، س 17 - 18 : ميدان سبع طباق فلك : هفت آسمان ، هفت فلك منسوب به هفت سياره : قمر ، عطارد ، زهره ، شمس ، مريخ ، مشترى و زحل .