صائن الدين على بن تركه
113
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
ص 31 ، س 14 - 15 : گويد به هر زبان . . . : در لمعات عراقى با ضماير اول شخص مفرد آمده است ( كليات عراقى ، ص 376 ) . ص 31 ، س 16 - 17 : گاهى طيلسان الوان و اكوان بر سر كشند . . . : اشاره به صورت مكتوب حروف الفبا دارد . ص 31 ، س 20 : فروغ پرتو معنى . . . : كمال الدين اسماعيل با همين مضمون و وزن و قافيه دارد : فروغ معنى از الفاظ جزل من تابان * چه نور دست كليمست از معارج طور ص 32 ، س 2 : هر كه قلّاشتر . . . : شعر از اوحدى مراغهاى است . ص 32 ، س 3 : هشت قوشون : منظور « كيف » هستند كه به چهار قسمت تقسيم مىشوند : كيفيات محسوس كه خود پنج نوع است ( پنج برادر ) : مبصرات ، مسموعات ، مشمومات ، ملموسات و مذوقات ؛ و مراد از آن سه ديگر كه عموزادگان هستند كيفيات نفسانى شامل غم و شادى ، شرم ، حسد و . . . ، كيفيات استعدادى مانند بنيه قوى داشتن يعنى استعداد دفع امراض ، و يا عليل المزاج بودن و كيفيات مختص به كميات مثل كج و راستى خط ، مثلث و مربع بودن سطح ، مخروط و مكعب بودن حجم ، زوجيت و فرديت عدد است ( نگاه كنيد به : منطق صورى ، خوانسارى ، ج 1 ، صص 144 - 145 ) . ص 32 ، س 4 : ده تومان كه در اين عبارات به كار رفته ، مقولات عشر است كه يك جوهر و نه عرض مىباشد . با توجه به توضيحى كه در صفحهء قبل داده شد ، جوهر را شهرنشين دانسته چون قائم به ذات هم هست و اعراض را حشمنشين . ص 32 ، س 12 - 15 : گهى چو گل شده . . . : از قطعات ظهير فاريابى است . ص 33 ، س 6 : إِنِّي جاعِلٌ . . . : به درستى كه من بر روى زمين خليفهاى قرار مىدهم ( البقرة 2 / 30 ) . ص 33 ، س 8 : إِنَّا مَكَّنَّا . . . : همانا ما او را در زمين قدرت و فرمانروايى داديم ( الكهف 18 / 84 ) . ص 33 ، س 12 : كآفرينش نثار . . . : شعر از سنايى است . ص 33 ، س 14 : و نفخت فيه . . . : از روح خود در او دميدم ( ص 38 / 72 ) . ص 33 ، س 15 : فقعوا له . . . : برابر او به سجده بيفتيد ( ص 38 / 72 ) . ص 33 ، س 19 - 20 : شعر از جمال الدين محمد بن عبد الرزاق اصفهانى است .