صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 83
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
عقايد حروفى صائن الدين ، گاهى با عرفان نظرى آميخته مىشود . در مقدمهء شرح نظم الدّر و در بيان دليل عدم استفادهء انبيا از شعر ، مىگويد كه اعيان ثابته كه صور اسماء الهىاند و عرش كه محل ظهور آن صور است ، در قالب احكام صور شرعى بيان شده است تا هر كسى بتواند از معانى آنها بهرهمند گردد ؛ درحالىكه اگر از شعر و رموز حرفى استفاده مىشد ، معانى آن فقط صيد رمزدانان حروفى بود : « . . . بر نقشخوانان لوح كتابى و رمزدانان حروف خطابى ، واضح و لايح است كه عينى كه صور ظهور آن بر شواكل عرش ، بيّن است ، شارع از مقتضاى فحواى « أوتيت جوامع الكلم » ، شمايل آن را به تراكم صور شرعى پوشيده ، هر چند اخفاى آن عين بر اين وجه ، عين اظهار است ؛ چه در عين ، هر صورتى از آن ، در ديدهء ادراك ، هر كسى را بر مقتضاى قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ معنى رو مىنمايد . پس ، از مقتضاى اداى حق تبليغ و تشريع دور باشد اظهار آن عين بر صور حرفى در مشاهد شعرى كردن . » « 1 » در رسالهء تحفهء علائيه ، آنجا كه سخن از آمدن جبرئيل به صورت مردى است كه از پيامبر دربارهء ايمان سؤال مىكند و حضرت پاسخ مىدهد كه « أن تؤمن باللّه و ملائكته و رسله . . . » صائن الدين چنين تأويل مىكند كه ايمان به وحدانيّت خدا ، يعنى وحدت حقيقى ، زمانى تحقّق پيدا مىكند كه به ساير حضرات و عوالم او ، كه طرف كثرت است ، ايمان بياورى ؛ و چون لفظ « اللّه » مشعر به همهء حضرات ، الهى است - چنانچه بر واقفان زبان حرف پوشيده نماند - پيامبر در بيان ايمان به آن حضرات ، به همين لفظ اكتفا نموده است و ديگر مراتب و عوالم را با تفاصيل اسماء و اوصاف ذكر فرموده تا معلوم گردد كه راه دانستن حضرات مذكوره ، همين جواهر حروف منزله است و عوالم را با اسماء و اوصاف مىتوان شناخت . « 2 » اولين مرتبه از عوالم ، مرتبهء ارواح و عالم مجردات است . اين درجه ، مخصوص « ملك » است . . . مرتبهء دوم ، مرتبهء عالم اجساد و مثال مطلق است كه صاحب آن « كتاب » است ؛ چه هيچ فردى از افراد عالم مثال ، به كمال جمعيت كتاب نيست . مرتبهء سوم ، عالم
--> ( 1 ) . كتاب حاضر ، ص 5 - 6 . ( 2 ) . چهارده رساله ، ص 153 - 154 .