صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 84
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
اجسام و جهان هويدايى و مرتبهء شهادت است كه « رسولان » اشاره به آن است ؛ زيرا هيچ فرد از اين عالم ، به حد كمال آنان در راهيابى به توحيد حقيقى نمىرسند . اين سه مرتبه از امّهات عوالم وجودى است . « 1 » تأويلات حروفى صائن الدين ، گاهى هم با اصول احصائى همراه است : « ببايد دانست كه در اصول احصائى و علم حرف مقرر است كه هر چه در عالم آميزش و آلايش صورت مىگيرد . . . البته از اصول اربعه ظاهر مىتواند شد ؛ و تا اركان آن ، پذيراى صورت تربيع كه هويدايى وحدت جمعى و وجود كمالى بدان است ، نمىشود ، بنياد ظهور هيچ صورت بر آن تحقق نيابد . » « 2 » در نمونهء زير ، تأويلات حروفى - احصائى با عرفان نظرى و جوانب شرعى آميخته است : « از خصايص آيات كلامى و اشارات رموز حرفى . . . يكى آن است كه در بودآباد حضرات الهى كه جواد مطلق به اشارت ديگر ائمه و رسانيدن پروانچهء امام اكمل به او ، مباشر ديوان وهب و ايجاد گشت و متصدّى آن شد كه اعيان نمود را به خلعت اوصاف وجودى و صورتهاى گوناگون آن پوشيدن گيرد ، اول صورتى كه از آن ديوان بر صحايف عالم تدوين و تسطير هويدا شد ، آن بود كه صورت نمايش « 5 » كه عبارت از برزخ البرازخ است و هر چه پذيراى صورت است ، از او پيدا مىگردد - چنانچه در اصول احصائى مبين گشته - با دوگانگى متقابلين كه پيدايى بى آن صورت هم در مرتبهء نمايش در آميخت و بدين آميزش ، صورت « 7 » كه آسمان و زمين و هر چه در اوست به دو هويدا گشته ، پيدا شد . . . آنچه بدين 7 ظاهر مىشود . . . صورت عقد « 6 » است . . . آن را به اعتبارى « كون » خوانند و به اعتبارى « عبد » . . . كسى را قوت فهم اين معانى تواند بود كه از لوح هر حرفى كه پيغمبر ما بدان فرستاده شده ، راه به معنى تواند برد ، بىآنكه واسطهء وضع و وسيلهء جعل را در آن دخل دهد ؛ و اين زبانى است كه جز وارثان حضرت ختمى و نزديكان ايشان كسى راه نبرد . » « 3 »
--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 154 . ( 2 ) . همان ، ص 42 - 43 . ( 3 ) . همان ، ص 57 - 58 .