صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 79
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
حضرت رسول هستند ؛ گرچه اهل ظاهر و مقلدان علوم رسمى نيز بىنصيب نمىمانند . به همين جهت ، هرجا كه در آثار خويش فرصت مىيابد ، به تعبير و تأويل مسائل دينى بر طبق اصول عرفانى مىپردازد . چنان كه پيش از اين گفته شد ، صائن الدين عقل را يكباره از قلمرو معرفت بيرون نمىراند ؛ همچنانكه نقل را هم لازمهء مشروعيت افكارش مىداند . براى نمونه ، مىبينيم در ضوء اللمعات كه شرحى است بر لمعات فخر الدين عراقى ، و موضوع رساله عرفانى است و خود نيز مىگويد كه به شيوهء سوانح العشاق احمد غزالى سخن مىراند ، خويشتن را بىنياز از دلايل عقلى و نقلى نمىداند و تصريح دارد كه به هر سه جنبهء نقلى ، عقلى و عرفانى توجه مىكند . « 1 » اين هم يك مورد ديگر كه هوشمندى - از قلمرو عقل - مقدمهء كسب معرفت قلبى از حوزهء شريعت محمدى مىگردد : « . . . هوشمندان كوى طلب ، بايد كه هر چه در اين جمعيت ختمى كمالى واقع گشته ، به ديدهء دل در آن نگاه كنند و به نور هوشمندى و فطانت ، حكمت آن را دريابند . » « 2 » جهانبينى محيى الدين بن عربى تأثير عميقى بر افكار صائن الدين داشت و در رسالههاى او بازتاب وسيعى پيدا كرده است . او در نوشتههاى خويش ، هرجا كه فرصتى پيش آمده ، به ذكر اقوال و اشعار ابن عربى پرداخته و غالبا با تكريم و تمجيد از او ياد كرده است . اصطلاحات و واژگان عرفان نظرى در سراسر نوشتههاى او فراوان ديده مىشود و حقيقتا بدون آشنايى با نظام فكرى ابن عربى نمىتوان موفق به صيد معانى از رسالههاى صائن الدين شد . او گذشته از آنكه رسالهء مستقل در شرح فصوص الحكم ابن عربى و نيز در شرح اشعار وى نگاشته ، در رسالههايى مانند اصطلاحات صوفيه ، شرح تجلى ذاتى ، معنى قابليت ، اطوار ثلاثه ، معنى عرفانى علم صرف ، ضوء اللمعات و شرح نظم الدّر نيز به تبيين مبانى عرفان نظرى پرداخته است . مهمترين اصل در عرفان ابن عربى « وحدت وجود » است كه در طول تاريخ عرفان
--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 4 - 5 . ( 2 ) . همان ، ص 130 .