صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 78

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

گردانيده . هرآينه چون وضع روزگار بدين هنجار بود ، ملهم وقت را فرمان چنين شد كه صورت حال را با مشهود اعتقادى كه دارد ، در رشتهء انتظام كشد و به عزّ عرض پايهء سرير معدلت صرير رساند . » « 1 » اما فشارهاى اجتماعى چنان شدت يافت كه سرانجام او را وادار كرد موضوعيت اتهامهاى وارد شده را بپذيرد و از آنها توبه كند و امت محمد - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را ، اعم از حاضر و لا حق ، گواه گيرد بر اعتقاد خويش به مذهب اهل سنت « و رجوع از هر چه خلاف اين اعتقاد باشد كه صادر شده باشد از روى احتياط قولا و فعلا ، خاطرا و ضميرا . . . » « 2 » با اين حال ، اوضاع چنان آشفته بود كه مجبور شد رسالهء ديگرى بنويسد و آنچه را كه مورد اعتراض مذهبى مخالفان بود ، همپايهء سحر و جادو بداند كه آموختنش در اسلام ، به نوعى مجاز است : « . . . اگر در اثناى جوانى و حين طلب ، بر امتثال فرمودهء « تعلّموا حتّى السّحر » ، در علمى چند كه خلاف اين اصول باشد خوض كرده ، نه از سر اعتقاد كرده ، بلكه از جهت احتياز تفنن و اكتساب فضائل ، كه دأب دانشوران و ادب ايشان است ، على الرسم ، اشتغال نموده اقتداء فى ذلك بالإمامين - قدّس اللّه سرّهما - حجة الاسلام و فخر الأنام . . . و همچنين چيزى از سخنان مشايخ صوفيه كه به امر و التماس جمعى ، آن را نبشته همين سبيل ، نه ازآن‌رو نبشته كه معتقد آنهاست ، كه بيشتر آن سخنان ، اعتقادى نيست . » « 3 » اما از اين اعترافات تحت فشار كه بگذريم و به ارزيابى آثار صائن الدين بپردازيم ، خواهيم ديد بخش عمده‌اى از رساله‌هاى او به بحث دربارهء تصوّف و عرفان و علوم باطنى اختصاص يافته است . همچنان‌كه دربارهء مذهب او و گرايشهاى شيعىاش گفتيم ، او محققان صوفيه را در مرتبه‌اى فراتر از متشرعان ، متكلمان و فلاسفه قرار مىدهد - و البته فروتر از مرتبهء حروفيان و أولو الأيدى و الأبصار - و معتقد است كه ايشان وارثان حقيقى

--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 224 . ( 2 ) . همان ، ص 229 . ( 3 ) . همان ، ص 267 - 268 .