صائن الدين على بن تركه
مقدمهء مصحح 62
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
اغلب احاديث و رواياتى هم كه در اين رساله و ديگر رسائل بدانها استناد شده است ، از منابع اهل سنت ، بخصوص صحيح مسلم و بخارى است . صائن الدين در نفثهء اول ، از احضار خويش به هرات و بازجويى دربارهء مذهبش سخن مىگويد « 1 » و روشن است كه در چنين موقعيتى از او چه مىخواهند . وى در سفر دوم كه به حضور شاهرخ مىرود ، بزرگان دين را گواه مىگيرد و به عقيدهء خويش در خصوص پيروى از سنت ، اعتراف مىكند . « 2 » در اين رساله مىگويد كه دشمنان سنت و جماعت سه دستهاند : معتزله ، شيعه و فلاسفه ؛ و اشاره مىكند كه اين سه گروه در اصول با هم متفق هستند . « 3 » رسالهء اعتقادات ، محل اعتراف به عقايد كلامى است كه آن هم در سال 829 و در هرات خطاب به شاهرخ نوشته شده است . در اين رساله ، صائن الدين بعد از آنكه شاهرخ و ديگران را بر عقيدهء خويش گواه مىگيرد ، دربارهء آن دسته از مسائل كلامى كه مورد اختلاف اشاعرهء سنى با ديگر متكلمان و نيز فلاسفه مىباشد ، بحث كرده آنچه را كه خلاف قول اشاعره است ، رد مىكند . براى نمونه در مسألهء « لطف » از نظر شيعه تبرّى مىجويد « 4 » و در باب امامت مىگويد : « در مسألهء امامت ، اول ايشان به زمان ، ابو بكر صدّيق آمده و بعد از آن ، عمر خطّاب و بعد از آن عثمان عفّان ؛ و خاتم اين سلسلهء مثلى ، على ابو طالب شده به حكم وراثت كه مترتب بر قرابت مىباشد . » « 5 » در پايان ، با لحن توبه گونه ، گواه مىگيرد بر اعتقاد به سنت و جماعت و « رجوع از هر چه خلاف اين اعتقاد باشد كه صادر شده باشد از روى احتياط ، قولا و فعلا ، خاطرا و ضميرا . » « 6 » در رسالهء اعتقاديه نيز كه بعد از رسالهء اعتقادات نوشته شده است ، تكرار مىكند كه اعتقاد وى به غير از آنچه ائمهء سنت و جماعت برآنند ، نبوده و نيست . « 7 »
--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 169 . ( 2 ) . همان ، ص 172 . ( 3 ) . همان ، ص 174 - 175 . ( 4 ) . همان ، ص 227 . ( 5 ) . همان ، ص 229 . ( 6 ) . همان جا . ( 7 ) . همان ، ص 267 .