صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 58

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

از رخدادهاى زندگى صائن الدين بعد از اين تاريخ ، سندى در دست نيست و رساله‌هايى كه او نوشته ، ماجرايى را روشن نمىسازد . به نظر مىرسد كه وى از اين پس تا پايان عمر در هرات باقى مانده است . مرگ صائن الدين ، چنان كه پيشتر گفته شد ، در سال 835 در هرات اتفاق افتاد . 5 . منزلت اجتماعى دولتشاه سمرقندى ، صائن الدين را در كنار خواجه محمد پارسا و مولانا فاضل حسين خوارزمى و شرف الدين على يزدى ، از زمرهء بزرگان روزگار شاهرخ مىداند كه تصانيف آنان در ربع مسكون شهرت دارد . « 1 » خود صائن الدين هم در نفثة المصدور دوم اشاره مىكند كه نوشته‌هايش همراه صبا و شمال ، اكناف جهان را فروگرفته است و طالبان از هندوستان و روم براى دريافت نسخهء تأليفات وى مىآيند و شاگردانش در شيراز و سمرقند و روم و هند ، ميان دانشوران مشار اليه هستند . « 2 » صائن الدين دانشى مرد مشهورى بود كه در خاندانى خوشنام پرورش يافته ، علم و اخلاق را با هم زينت خود ساخته بود . خواندمير گواهى مىدهد كه او به وفور فضائل نفسانى و اكتساب كمالات انسانى موصوف و معروف بود . « 3 » علم و ادب او انگيزهء توجه اميران و بزرگان به دو مىشد . نامه‌هايى كه از او باقى مانده است ، حكايت از ارج و قرب صائن الدين در نزد مخاطبان نامه‌ها دارد كه عمدتا از اميران و شاهزادگان و بزرگان روزگار بودند . وى علاوه بر مقام علمى ، منصب قضا را نيز به نام خود داشت . شمس الدين محمد كاتبى نيشابورى كه از شاگردان او بود و در علم تصوف ، نزد وى رساله‌ها خوانده و تربيتها يافته بود ، « 4 » در قصيده‌اى به مطلع خوش آن دلى كه مكان باغ لامكان گيرد * به دست جان ، ثمر از نخل جاودان گيرد به مدح استاد پرداخته و در آن به بيان نقش ارشادى صائن الدين و ارادت خود به دو

--> ( 1 ) . تذكرة الشعراء ، ص 379 . ( 2 ) . چهارده رساله ، ص 209 - 210 . ( 3 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 9 - 10 . ( 4 ) . تذكرة الشعراء ، ص 432 .