صائن الدين على بن تركه

438

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

سوم آب انگور كه حاصل آن شراب است ) 224 أهفو إلى كلّ قلب بالغرام له * شغل ، و كلّ لسان بالهوى لهج و كلّ سمع عن اللّاحي به صمم * و كلّ جفن إلى الإغفاء لم يعج آهنگ هر قلبى مىكنم كه او را با عشق كارى باشد ، و آهنگ هر زبانى كه به عشق گويا گردد ، و هر گوشى كه از سرزنشگر ناشنوا باشد و هر چشمى كه به سبك خوابى هم مايل نگردد ( ابن فارض ) 100 ، 185 عذر الّذي يهوي جمالك واضح عذر كسى كه جمال تو را دوست دارد ، آشكار است 179 و بالحدق استغنيت عن قدحي با چشم يار از قدح خويش بىنياز گشتم ( ابن فارض ) 14 لو يسمعون كما سمعت حديثها * خرّوا لعزّة ركّعا و سجودا آن‌چنان‌كه من سخن « عزّة » را شنيده‌ام ، اگر آنان نيز مىشنيدند ، به ركوع و سجدهء وى مىافتادند . 248 باطن لا يكاد يخفى * ظاهر لا يكاد يبدو نهفته‌اى است نمىخواهد پنهان بماند و پيدايى است كه نمىخواهد آشكار شود 170 ، 222 لم يخل عضو من هواك و إنّما * كلّي بحبّك هائم متواجد في كلّ ناحية لحسنك كعبة * فإليك طرفي حيث أقبل ساجد عضوى از من خالى از عشق تو نيست . به راستى كه همگى وجود من به دوستدارى تو سرگشته و شوريده است . در هر طرف كعبه‌اى براى حسن تو هست ؛ پس چشم من به هر سو كه رو كند ، سجده‌گر توست . . 260 ففي كلّ شيء له آية * تدلّ على أنّه واحد در هر چيزى نشانه‌اى بر وفق اوست كه بر يگانگى وى دلالت مىكند ( ابو العتاهية ) 162 بك كلّ شىء ناطق متحرّك * و لطيف سرّك في الجوامد حامد هر چه هست ، به تو گويا و پوياست ؛ و در جمادات راز نهان توست كه ستايشگر است 254