صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 56

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

عزيزان را طلبيد و نسخهء صحيح بخارى در ميان نهاده و در كيفيت ختم آن جهت سلامتى از اين واقعه ، مشورت مىكند كه شخصى از قلعه رسيد كه ايلچى آمده است و به حضور شما احتياج دارند جهت مشورتى . ضرورت شد روان شدن ؛ همان بود ، ديگر نه خانه را ديد و نه ياران و نه فرزندان و عيال ، مگر به بدترين اوضاع و احوال . . . هر كس كه روزى سلامى بدين فقير كرده بود ، روى سلامت نديد ؛ همه را به تعذيب گرفتند و خانه را مهر كرده ، بنده را در قلعه به جايى محبوس داشتند و هيچ آفريده را نمىگذاشتند كه پيش اين فقير آيد ، مگر جمعى محصّلان متشدّد كه چيزى مىطلبيدند تا كاغذهاى املاك همه ستدند . بعد از آنكه چند روز تعذيب كردند ، با جمعى روانه گردانيدند كه عياذا باللّه از تشويش و تعذيب كه كردند ، سبع ضارّ پيش ايشان ملكى باشد . » « 1 » طبق مطالب نفثة المصدور دوم ، دستگيرشدگان را به همدان و پس از آن به كردستان و تبريز تبعيد كردند كه در اين تبعيدها آزار فراوانى نيز از تركمانان به صائن الدين رسيد . در تبريز ، به گوشهء مسجدى معتكف گشت و به درس حديث و تفسير مشغول شد . در همين حال ، گويا از اطراف ، نامه‌ها به دو مىنوشتند و دعوتش مىكردند . وى گيلان را كه نزديكتر بود ، انتخاب كرد و دعوت امير علاء الدين را كه با وى سابقهء ارادتى داشت ، اجابت نمود و زمستان را بدانجا رفت ؛ چنان كه خود مىنويسد ، امير علاء الدين كوتاهى نكرد و رمقى از آنجا به حال اين مسكينان راه يافت . پس از آن ، با توسل به شفيعانى در سمنان به اردوى شاهرخ پيوست ، اما موفق به ديدار او نشد . از روى ناچارى به نطنز رفت و خانواده‌اش را به آنجا طلبيد و زمستان را در همان‌جا ماندگار شد . هنگام بازگشت اردوى شاهرخ ، توانست در ساين قلعه به حضور او برسد و از وى مرحمتى ببيند . وعدهء تداركى كه در اين ديدار شنيده بود ، او را برانگيخت تا ديگر بار آهنگ سفر به هرات كند . در هرات ، نه ماه در انتظار تدارك موعود ماند و هر هفته يك و دو نوبت بار يافت ، اما وعدهء مذكور انجام نپذيرفت . « 2 » نفثة المصدور دوم شرح پريشانيها و دربه‌دريهاى صائن الدين ، به‌ويژه بعد از گرفتارى و

--> ( 1 ) . چهارده رساله ، ص 205 - 206 . ( 2 ) . همان ، ص 205 - 208 .