صائن الدين على بن تركه

410

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

بخش مورد نظر حديث ، يعنى « هل من مزيد » از كثرت استعمال ، حالت ضرب المثل و كنايه پيدا كرده است كه در مقام فزون خواهى و سيرىناپذيرى به كار مىرود . براى شكلهاى مختلف حديث بنگريد به : ( المسند ، ابن حنبل ، ج 3 ، ص 13 ؛ الصحيح ، البخاري ، ص 12 ، « كتاب الإيمان » ؛ ص 7 ، 25 ، « كتاب التوحيد » ) . وا شوقاه إلى لقاء إخواني ( ص 271 ) : « چه اشتياقى به ديدار برادرانم دارم ! » در ميان صوفيه شهرت حديث دارد ( بنگريد به : كشف الاسرار ، ج 3 ، ص 545 ) و شبيه جمله‌اى است كه در حديث « إنّي لأجد نفس الرّحمن من جانب اليمن » دربارهء اويس قرنى ذكر شد . سلطان ولد پسر مولانا مىگويد : مصطفى كو بود سلطان رسل * مهدى و هادى و سالار سبل بانگ « وا شوقا » همىزد از وَلا * در لقا و وصل اخوان صفا همچنين در عشق آن ويس قرن * مىكشيد آن شاه دين بو از يمن بوى حق را از يمن خوش مىكشيد * بر اميد وصل آن سلطان ديد ( رباب‌نامه ، ص 230 ؛ نيز بنگريد به : معارف ، ص 253 ) و جعلت قرّة عيني في الصّلاة ( ص 115 ، 171 ، 249 ) : بنگريد به : « حبّب إلىّ من دنياكم ثلاث » . و على عباد اللّه الصّالحين ( ص 304 ) : بنگريد به : « السّلام عليك أيّها النّبيّ » . و قرّة عيني في الصّلاة ( ص 171 ) : بنگريد به : « حبّب إلىّ من دنياكم ثلاث » . و لا أذن سمعت ( ص 252 ) : بنگريد به : « فيه ما لا عين رأت » . يا عليّ أنا و أنت أبوا هذه الأمّة ( ص 35 ، پاورقى 1 ) : محمد تقى مجلسى در موارد متعددى به اين حديث اشاره كرده است ؛ از جمله در باب « صلهء رحم » به حق والدين در نسب ظاهرى و دنيوى مردم پرداخته ، مىگويد آنها سبب حيات دنيوى انسان شده‌اند و بايد حقّشان ادا شود . حضرت رسول اكرم ( ص ) و على ( ع ) نيز پدران معنوى اين امّت هستند و سبب وجود و علت غايى همهء موجودات گشته‌اند ( بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 116 ؛ نيز بنگريد به : ج 16 ، ص 95 ، 364 ؛ ج 23 ، ص 128 ، 259 ؛ ج 26 ، ص 264 ، 342 ؛ ج 36 ، ص 6 ، 9 ، 11 ، 14 ، 255 ؛ ج 38 ، ص 92 ، 152 ؛ . . . ) . حديث مورد بحث در منابع اصلى حديث شيعى و سنى نيامده است . حكيم ناصر خسرو قباديانى شاعر قرن پنجم هجرى آن را به صورت كاملترى در آثار خود آورده است : « أنا و أنت يا على ! أبوا هذه الأمّة ، لعن اللّه من أعنى والديه » : « من و تو ، اى على ! پدر و مادر اين امت