صائن الدين على بن تركه
406
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
من عشق و عفّ و كتم و مات مات شهيدا ( ص 96 ) : اين عبارت به عنوان حديث شهرت يافته و با اندك تفاوتى از ابن عباس و عايشه نقل شده ، اما سلسلهء سند و راويان آنها محل اشكال و ضعف است و بالإجمال كسى آن را صحيح و حتى حسن ندانسته است ( فيض القدير ، ج 6 ، ص 179 ؛ الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 176 ؛ سلسلة الأحاديث الضعيفة ، ج 1 ، ص 402 - 408 ) . صرف نظر از مسألهء سند ، محتواى آن نيز محل مناقشه واقع شده است ؛ برخى عشق مذكور در آن را عشق مادى و غريزى غير قابل توجيه تلقى كردهاند ، برخى عشق انسانى از نوع حبّ عذرى ، و برخى عشق الهى . ابن قيم با تلقى نوع اول و بدون هيچ گونه تأويلى گفته است : شهادت شروطى دارد كه هيچيك از آن شروط در كشتهء عشق موجود نيست . وى اضافه كرده شهادت دو نوع است : شهادت خاصه يعنى في سبيل الله ، و شهادت عامه كه بنا بر آنچه در « صحيح حديث » آمده مطعون ، مبطون ، مجنون ، حرق و غرق ( كشته شده توسط طاعون ، درد شكم مثل نفاس زنان يا استسقا ، ديوانگى ، آتشسوزى و غرق شدن ) است . كشتهء عشق جزو هيچكدام آنها نيست ، بلكه عشق بالاترين فساد قلب و خمر روح است كه انسان را از ياد خدا باز مىدارد ؛ لذا مثل روز روشن است كه اين سخن نمىتواند حديث پيامبر باشد ( زاد المعاد ، ج 3 ، ص 306 - 307 و رسالهء المنار ، ص 63 از ابن قيم ، به نقل از سلسلة الأحاديث الضعيفة ، ج 1 ، ص 407 - 408 ؛ نيز در تلقى مادى بنگريد به : روضة المذنبين ، ص 125 - 126 ) . دكتر عبد الحسين زرينكوب از معاصران ، عقيده دارد كه اين حديث در تفسير « حبّ عذرى » است ( از كوچه رندان ، ص 252 ) . حبّ عذرى عشق انسانى آميخته به عفت و پاكدامنى است كه عاشق و معشوق در آن به وصال نمىانديشند ، بلكه خود عشق بالاترين ارزش و اهميت را داراست . عرفاى اسلامى هم مانند مستملى بخارى حديث مزبور را در وصف عاشقان حق دانسته معتقدند كه كشتهء محبت والامقامترين شهيدان است و محال است كه كشتهء كافران و كشتهء شير و آب و آتش شهيد باشد ، اما كشتهء حق شهيد نباشد ( شرح التعرف ، ج 4 ، ص 1418 - 1419 ) . روزبهان بقلى با نظر تأويلى و بيان شاعرانه سعى كرده ميان معناى واقعى و منطقى شهادت به وسيلهء شمشير و آتش - كه در صحاح بدانها اشاره شده - و معناى مجازى و عارفانهء آنها يعنى غيرت عاشق و سوختن معشوق به آتش عشق ، پيوندى ايجاد كند و به نوعى شرط شهادت را كه محل اشكال امثال ابن قيم بوده ، بر طرف سازد : « . . . اما حديث كتمان از اشارت سيد عاشقان ، تسويت احتراق جان است تا به آتش عشق نيك نيك بسوزد كه تف آتش عشق بنشيند . عاشق اگر در عشق بكوبد ، از آن شهيدش خوانند كه به سيف غيرت در منزل ابتلا كشته شود ، و به آتش عشق و به احتراق در كتمان سوخته شود ( عبهر العاشقين ، ص 25 ) . صرف نظر از خدشهدار بودن اسناد اين حديث ، متفاوت بودن سبك و سياق زبانى و فكرى آن با احاديث نبوى ، و برداشتهاى مختلف از نوع عشق مطرح در آن ، حديث مزبور در آثار ادبى و عرفانى به كرّات آمده و برداشتهاى هنرى زيبايى از آن صورت گرفته است . در رباعى دلنشينى از ابو سعيد ابو الخير مىخوانيم :