صائن الدين على بن تركه
407
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
يك نيمرُخَت أ لستُ منكم ببعيد * يك نيم دگر إنّ عذابي لَشَديد بر گِرد رُخَت نبشته يحيي و يميت * مَن ماتَ من العشق فَقَد ماتَ شهيد ( سخنان منظوم ابو سعيد ، ص 42 ش 290 ) شيخ احمد جام ژنده پيل نيز در تعابير سوزناكى مىگويد : « مثل دوستان خداى عزّ و جلّ چون مثل قربان است و مثل عشق چون آتش است . اگر چه قربان نيكو باشد ، تا به آتش بريان نكنى ، پيش ملوك نتوان برد . همچنين همهء دل عزيزان عزيز است و به كارد مجاهدت قربان كردهاند ؛ و ليكن هر چه به آتش عشق ، بريان نكردهاند ، خوان ملوك را نشايد . دل را بايد كه به بند لطف ببندند ، و به كارد مجاهدت بكشند ، و به نور محبت برافروزند ، و به آتش عشق بسوزند ؛ آنگه آن خبر كه صاحب شريعت گفته است ، او را درست آيد كه « من عشق و عفّ و كتم ثمّ مات ، مات شهيدا » . ( انس التائبين ، ص 218 ) . براى نمونههاى ديگر در عرفان و ادبيات بنگريد به : تمهيدات ، ص 96 ؛ عبهر العاشقين ، ص 9 ، 142 ؛ انس التائبين ، ص 210 ؛ التصفية فى احوال المتصوفة ، ص 209 ، 386 ؛ . . . منه بدا و إليه يعود ( ص 241 ) : « از او آغاز مىشود و به دو باز مىگردد . » امير المؤمنين على ( ع ) در بيان مبدأ و معاد مىفرمايد : « يعود فيه ( في الله ) ما هو أبداه » : « آنچه كه خداوند آفرينش آن را آغاز كرده ، به او باز مىگردد » ( نهج البلاغة ، ص 742 ، « خطبهء 228 در توحيد » ) . اسحاق قمى از امام محمد باقر ( ع ) راجع به معاد سؤالاتى كرد و حضرت در پاسخ مبسوط وى چند جا به مضمون عبارت مورد نظر اشاره فرمود : « عاد كلّ شيء إلى عنصره الأوّل الّذي منه ابتدأ » ؛ « كلّ شىء يعود إلى جوهره الّذي منه بدا » ( بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 248 ؛ نيز بنگريد به : ص 231 ) از امام صادق ( ع ) نيز نقل شده كه خداوند سه نوبت در روز و سه نوبت در شب خود را مىستايد و در ضمن اين ستايش مىفرمايد : « إنّي أنا اللّه بديء كلّ شىء و إلىّ يعود » ( الأصول من الكافي ، ج 2 ، ص 515 ) . امام صادق سپس مىفرمايد . هر كس خداوند را به الفاظى كه خودش خود را ستوده ، بستايد و مجد و بزرگىاش را ياد كند ، اگر در حال شقاوت بوده باشد ، خداوند او را به سعادت باز مىگرداند ( همان منبع ، ج 2 ، ص 516 ) . اين ذكر عينا در نماز شب پايان ماه رمضان نيز وارد شده است ( بنگريد به : تهذيب الأحكام ، ج 3 ، ص 80 ) . موتوا قبل أن تموتوا ( ص 56 ) : « بميريد پيش از آنكه بميريد . » در ميان صوفيه مشهور به حديث است ؛ اما سندى ندارد . ابن حجر آن را از موضوعات دانسته ( اللؤلؤ المرصع ، ص 94 ) و مجلسى بدون آنكه سندى ارائه دهد ، به عنوان حديث مشهور از آن ياد كرده است . وى در تبيين زهد و عدم دلبستگى به دنيا ، و در واقع شباهت زهد به موت مىگويد : انسان وارسته و زاهد از همه چيز بىنياز است ؛ همچون ميّتى كه به چيزى نياز ندارد و شهوات نفسانى او بكلّى از ميان برداشته شده است ؛ از اين رو در حديث مشهور آمده « موتوا قبل أن تموتوا » ( بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 59 ) . او در جلد 69 ، ص 317 هم عبارت مزبور را با فعل