صائن الدين على بن تركه
405
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
بسيارى با هم دارند ، به كار مىرود و حكم ضرب المثل پيدا كرده است . علاء الدولهء سمنانى در مقايسهء سالكى كه در اثر رفع حجابهاى جسمانى در آغاز شهود ، شطح بر زبان مىراند و عارف كاملى كه هنگام برخوردارى از تجليات حق ، اظهار عجز و مسكنت مىكند ، چنين مىگويد : « اگر آن حجبات دفعة واحدة از همهء وجود بيننده مرتفع شود و نعوذ باللّه محفوظ ولايت نباشد ، در بدايت مشاهده ، نعرهء « سبحاني ما أعظم شأني » از همهء وجدش برآيد . . . اما اگر پروردهء عنايت باشد و در حجر ولايتش تربيت بكمال داده ، چون به شرف تجليات صفات حق مشرف شود ، به زبان عجز و مسكنت از سر نياز تمام آواز برآرد كه أنا التّراب و أنت ربّ الأرباب » ( مصنفات فارسى ، ص 161 ) . سعدى هم گويد : « آرى جوانمردا ! ما للتّراب و ربّ الأرباب ؛ آب و خاك را با ذات پاك چه كار ؟ لم يكن را با لم يزل چه پيوند ؟ ظلوم جهول را با سبّوح قدّوس چه اتّصال ؟ » ( كليات ، ص 30 ، « مجالس پنجگانه » ) . افلاكى نيز در مقدمهء كتاب خود مىگويد هدف از نگارش اين كتاب ، شرح كرامات عارفان است به قدر فهم مبتديان ؛ و گرنه آن كرامات كجا و اداى حق مطلب كجا ؟ « هيهات أين الثّريّا من الثّرى و أين المصباح من الصّباح ، و ما للتّراب و ربّ الأرباب ؟ » ( مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 5 ) . براى نمونههاى ديگر از كاربرد اين عبارت بنگريد به : مجموعه آثار فارسى احمد غزالى ، ص 178 ؛ شروح سوانح ، ص 38 ؛ شرح شطحيات ، ص 211 و . . . ) . من تقرّب إلىّ ذراعا ( ص 33 ) : بخشى است از حديث قدسى كه بخارى به واسطهء ابو هريرة ، احمد بن حنبل به واسطهء مالك بن انس و نيز ابو ذر غفارى از پيامبر ( ص ) روايت كرده است . متن حديث به روايت بخارى چنين است : « أنا عند ظنّ عبدي بي و أنا معه إذا ذكرني ، فإن ذكرني في نفسه ذكرته في نفسي و إن ذكرني في ملاء ذكرته في ملاء خير منهم . و إن تقرّب إلىّ بشبر تقرّبت إليه ذراعا و إن تقرّب إلىّ ذراعا تقرّبت إليه باعا و إن أتاني يمشي أتيته هرولة » ( الصحيح ، ج 4 ، ص 278 ، « كتاب التوحيد ، باب ما يذكر في الذّات و النّعوت و أسامي اللّه » ) ؛ « من همانم كه بندهام گمان دارد ؛ با او هستم هرگاه كه مرا ياد مىكند . اگر در دل خود نهانى يادم كند ، نهانى يادش كنم و اگر در انجمن آشكارا يادم كند ، در انجمنى نيكوتر يادش كنم . اگر بهاندازهء يك وجب به من نزديكى جويد ، به قدر يك گز به او نزديكى جويم و اگر يك گز به من نزديك شود ، يك رش به او نزديك شوم و اگر بهسويم گام بردارد ، بهسويش دوان آيم . » متن روايتهاى ديگر اندكى با متن فوق تفاوت دارد ( بنگريد به : المسند ، ابن حنبل ، ج 2 ، ص 315 ؛ ج 3 ، ص 122 ، 127 ، 153 ؛ ج 4 ، ص 40 ، 106 ؛ ج 5 ، ص 155 ، 169 ) . مرحوم مجلسى بخشى از اين حديث را بدون ذكر سند ، ضمن بررسى حديث ديگر ، به عنوان شاهدى بر فزونى الطاف حق در اثر عبادت عبد و نيز شاهدى بر تقرب معنوى آورده است ( بحار الأنوار ، ج 87 ، ص 190 ؛ ج 3 ، ص 313 ) . حافظ ابو نعيم اصفهانى حديث مزبور را ضمن احاديث منقول از عبد الرحمن بن مهدى آورده ( حلية الأولياء ، ج 9 ، ص 27 ) و ميبدى هم به آن اشاره كرده است ( كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 421 ) .