صائن الدين على بن تركه
393
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
المحاسن همين صورت مشهور را به استناد نوفلى از پيامبر ( ص ) نقل كرده است ( بنگريد به : من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، پاورقى ص 278 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 267 ) و به صورت « الرّفيق ثمّ السّفر » هم امام جعفر صادق و پدرانش - عليهم السلام - از پيامبر ( ص ) روايت كردهاند ( الأصول من الكافي ، ج 4 ، ص 286 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 278 ) . كلينى ضمن خطبهء امير المؤمنين على ( ع ) آورده است كه « سل عن الرّفيق قبل الطّريق و عن الجار قبل الدّار » ( الأصول من الكافي ، ج 8 ، ص 24 ؛ نهج البلاغة ، ص 936 ، « وصيت به امام حسن ( ع ) » ) . مؤلف شهاب الاخبار حديث مورد بحث را به صورت « التمسوا الجار قبل شرى الدّار و الرّفيق قبل الطّريق » ضبط كرده است » ( شرح شهاب الاخبار ، ص 319 ) و در برخى ديگر از منابع به صورت « التمسوا الجار قبل الدّار و الرّفيق قبل الطّريق و الزّاد قبل الرّحيل » هم ديده مىشود ( المعجم الكبير ، ج 4 ، ص 268 - 269 ، حديث 4379 ؛ كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 179 ) . اين حديث مانند بسيارى احاديث ديگر ، مايهء تداعيهاى شاعرانه و تأويلهاى عارفانه در ادبيات فارسى شده است ؛ چنان كه احمد جام ژنده پيل گفته است : هر كه حق ياران و برادران نگه دارد ، حق سبحانه و تعالى بهخودىخود او را يار باشد . و به همه حال يار بيايد ، و بىيار كار راست نيايد و هر كارى را يارى بايد و كار خدا را ياران بايد . . . قال رسول اللّه ( ص ) : « الرّفيق ثمّ الطّريق » و نيز گفت : « الجار ثمّ الدار » و اين هر يكى را معنى گفتهاند ؛ « الرّفيق ثمّ الطّريق » يعنى محمد ( ص ) آنگه شريعت ؛ و « الجار ثمّ الدّار » يعنى خداى آنگه بهشت ( انس التائبين ، ص 100 ) . با توجه به همين تلقى تأويلى ، چون از رابعه پرسيدند بهشت خواهى ؟ پاسخ داد : « الجار ثمّ الدار » ( نامههاى عين القضات ، ص 22 ، « نامهء سوم » ) . مولوى با نظر به اين حديث گفته است : پس تو هم الجار قبل الدّار گو * گر دلى دارى برو دلدار جو و در منظومهء ويس و رامين مىخوانيم : چرا همراه بد جستى و بدخواه * تو نشنيدى كه همراهست و پس راه ( نيز بنگريد به : مجمع الأمثال ، ج 1 ، ص 315 ؛ فرائد الأدب ، ص 978 ، 989 ؛ امثال و حكم ، ج 1 ، ص 239 ) . السّلام عليك أيّها النّبيّ ( ص 304 ) : درود بر پيامبر است و در مواقع مختلف گفته مىشود ، از جمله : - در آخرين ركعت نماز و بعد از تشهد ( الاستبصار ، ج 1 ، ص 346 - 347 ، « باب كيفية التسليم » ؛ الصحيح ، مسلم ، ج 1 ، ص 303 - 304 ، « كتاب الصلاة » ؛ . . . ) . - در ذكر سجدهء سهو نماز ( من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 342 ) . - هنگام ورود به مسجد و در آستانهء در آن ( الفروع من الكافي ، ج 4 ، ص 402 ) . چون در شب معراج ، پيامبر را به آسمان بردند ، جبرئيل در كنار سدرة المنتهى به حضرتش گفت : پروردگارت را بستاى . حضرت گفت : « التّحيّات للّه و الصّلوات و الطّيّبات » . از خداى عز و جلّ پاسخ آمد كه