صائن الدين على بن تركه

391

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

از جابر آن را ضعيف دانسته است ( الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 151 ) . حديث مزبور در فيض القدير ( ج 3 ، ص 409 ) نيز آمده است . بطور كلى اين حديث ضعيف است و عدهء زيادى از اهل حديث آن را باطل دانسته ، تكذيب كرده‌اند ( بنگريد به : سلسلة الأحاديث الضعيفة ، ج 1 ، ص 257 - 258 ) . از اينكه حجر الأسود دست راست خداوند باشد ، در كتب اربعه نشانى نيست ، اما در من لا يحضره الفقيه ( ج 2 ، ص 192 ) آمده كه حجر الأسود از سمت راست عرش است : « و صار النّاس يستلمون الحجر و الرّكن اليمانيّ و لا يستلمون الرّكنين الآخرين لأنّ الحجر الأسود و الرّكن اليمانيّ عن يمين العرش ، و إنّما أمر اللّه عزّ و جلّ أن يستلم ما عن يمين عرشه » . علامه مجلسى از چشم‌انداز ديگرى به حديث مورد بحث نگريسته و به نكتهء ظريفى اشاره كرده است ؛ او مىگويد : در النهاية آمده « الحجر الأسود يمين اللّه في أرضه » . بعد در توضيح اينكه حديث مزبور را نبايد حمل بر واقع كرد ، اضافه مىكند : اين كلام مبتنى بر تمثيل و تخييل است ( بحار الأنوار ، ج 27 ، ص 7 ) . همچنان‌كه پادشاه وقتى با مردى مصاحفه مىكند ، آن مرد بر دست پادشاه بوسه مىزند ، حجر الأسود هم به منزلهء دست راست پادشاه است كه بوسيده مىشود ( همان منبع ، ج 68 ، ص 14 ) . وى در جاى ديگرى هم اشاره دارد كه حديث نبوى « الحجر يمين اللّه فمن شاء صافحه لها » سخن مجاز است نه حقيقت ( همان منبع ، ج 99 ، ص 228 ) . غزالى هم پيش از او اين حديث را حمل بر تشريف و اكرام كرده ، از مواردى بر شمرده كه پيامبر ( ص ) باب تأويل را به روى آن بازگذاشته است ( احياء العلوم ، ج 1 ، ص 153 و 159 ) . حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين ( ص 158 ) : در كتب عرفانى بسيار آمده است ( ترجمهء رسالهء قشيريه ، ص 192 ؛ كشف الاسرار ، ج 2 ، ص 495 ؛ الانسان الكامل ، ص 103 ، 303 ؛ مرصاد العباد ، ص 257 ، 624 ؛ التصفية فى احوال المتصوفة ، ص 53 ؛ . . . ) و برخى آن را حديث شمرده‌اند ( الظل المورود ، شيخ ابو الفضل محمد شافعى ، ورق 12 / 1 به نقل از : سلسلة الأحاديث الضعيفة ، ج 1 ، ص 135 ؛ بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 205 ) اما حديث نيست . مؤلف اللؤلؤ المرصوع آن را موضوعه دانسته ( ص 33 ) و در إتحاف السادة المتقين ( ج 8 ، ص 608 ) به ابو سعيد خرّاز نسبت داده شده است ( احاديث مثنوى ، ص 65 ) . اما مستملى بخارى آن را از ذو النون نقل كرده است ( شرح التعرف ، ج 3 ، ص 1216 ) ؛ در اللّمع هم قرينه‌اى هست كه نظر او را تأييد مىكند ( بنگريد به : اللمع ، ص 68 ) . حفّت الجنّة بالمكاره ( ص 75 ) : بخشى است از حديث نبوى كه صورت كامل آن با اندك اختلافى چنين است : « حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات » : « بهشت در ميان ناخوشايندها پيچيده شده است و جهنم در ميان شهوات و خوشايندها » ( الصحيح ، مسلم ، ص 2174 ، « كتاب الجنة » ؛ المسند ، ابن حنبل ، ج 2 ، ص 380 ؛ السنن ، الدارمي ، ج 2 ، ص 267 ؛ نهج البلاغة ، ص 566 ، خطبه 175 ؛ بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 72 ) . شيعه آن را به صورت مفصل‌ترى از امام صادق ( ع ) هم روايت كرده است : « الجنّة محفوفة بالمكاره و