صائن الدين على بن تركه
385
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
پيامبر اشاره مىكند كه در آن فرموده است : « ما في القرآن آية إلّا و لها ظهر و بطن ؛ و ما فيه حرف إلّا و له حدّ ، و لكلّ حدّ مطّلع » و سپس مىگويد : فضيل بن يسار از امام باقر ( ع ) راجع به معنى « ظهر و بطن » در اين حديث پرسيد و امام پاسخ داد كه ظهر و بطن به معنى « تأويل » قرآن است . عياشى همچنين مىگويد : فيض كاشانى « مطلع » را هم به ضم ميم ، تشديد طاء و فتح لام درست دانسته است - يعنى محل اطلاع از جايگاهى بلند - و هم به سكون طاء و فتح لام - يعنى مصعد و جاى بلندى كه از طريق معرفت و علم به آن صعود كنند - و معنى آن نزديك به معنى تأويل و باطن است ؛ همچنانكه معنى « حدّ » نزديك به معنى تنزيل و ظاهر است ( التفسير ، ج 1 ، ص 11 ) . در منابع ديگرى نيز به ظاهر و باطن قرآن اشاره شده است ( بنگريد به : بحار الأنوار ، ج 5 ، ص 231 ؛ ج 89 ، ص 94 ؛ ج 92 ، ص 90 - 92 ، 94 ) . در اصول كافى حديث جالبى دربارهء ظاهر و باطن قرآن و تأويل آن آمده است كه گويندهء حديث به صورت « عبد صالح » ضبط شده و مصحح كتاب ، مراد از آن را امام موسى كاظم ( ع ) دانسته است ؛ حضرت در اين حديث ، راجع به آيهء قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ ( اعراف / 33 ) مىفرمايد : قرآن ظاهرى دارد و باطنى ؛ تمام چيزهايى كه خداوند در قرآن حرام كرده ، ظاهر است و باطن آن « ائمهء جور » هستند . نيز تمام آنچه خداوند در قرآن حلال كرده ، ظاهر است و باطن آن ، « امامان حق » هستند ( الأصول من الكافي ، ج 1 ، ص 374 ) . تأويل محرمات قرآن به ائمهء جور و تأويل امور حلال آن به ائمهء حق ، نمونهاى از بكارگيرى زبان رمزى و نمادين در قرآن است كه در متون دينى نمونههاى فراوان دارد . از آنجا كه نماد حامل معانى متعدد است ، تأويل آن نيز مىتواند متعدد باشد . امام صادق ( ع ) در پاسخ كسى كه از ايشان راجع به آيهء ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ ( حج / 29 ) : « سپس چرك از خود دور كنند و نذرهاى خويش ادا نمايند » پرسيده بود ، فرمود : منظور از « ليقضوا تفثهم » ديدار امام است و منظور از « ليوفوا نذورهم » مناسك ؛ در پاسخ كس ديگرى نيز كه راجع به همين آيه پرسيده بود ، فرمود : منظور « كوتاه كردن شارب و ناخن و امثال اين » است . چون جوابهاى دوگانهء امام را به حضرتش يادآورى كردند ، فرمود : هر دو جواب درست است ، زيرا قرآن ظاهرى دارد و باطنى ( الأصول من الكافي ، ج 4 ، ص 549 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 285 - 286 ) . مولانا حديث مورد نظر را به صورت « للقرآن ظهر و بطن و لبطنه بطن إلى سبعة أبطن » ضبط كرده ، در توضيح و تفسير آن مىگويد : حرف قرآن را بدان كه ظاهريست * زير ظاهر باطنى بس قاهريست زير آن باطن يكى بطن سوم * كه در او گردد خِرَدها جمله گم بطن چارم از نُبى خود كس نديد * جز خداى بىنظير بىنَديد تو ز قرآن اى پسر ظاهر مبين * ديو آدم را نبيند جز كه طين ظاهر قرآن چو شخص آدمى است * كه نقوشش ظاهر و جانش خفى است ( مثنوى ، دفتر سوم ، بيت 4244 به بعد ) إنّ للّه تسعة و تسعين اسما ( ص 3 ) : منابع اهل سنت از ابو هريرة نقل كردهاند كه پيامبر ( ص )