صائن الدين على بن تركه

289

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

به غير صيقل خوارى خلق اى زاهد * ز زنگ تفرقه آيينهء دلت نزدود * بىواسطهء آب مى و سنگ ملامت * صوفى نكند خرقهء پشمينه نمازى [ 692 ] و بهادران درياى آب - كه شاطران و سيّاحان راه پرخطر عشقند - هم به دو گونه حريف را در خرابات جمعيّت و تعانق اطراف مىكشند : يا به تيرباران غمزهء خوبان ، او را در آتش غم و احزان ، غرق بحر عذاب مىكنند ، « 1 » تيغ قصّابان چه آرى از پى قتل حسن * هيچ تيغى چون سر مژگان خوبان تيز نيست يا آتش جنون و جذوه‌اى از نيران جذبه كه در مركب اندرون افتد و او را در عين بحر لذّت و ذوق از آلايش و آميزش خارجى بسوزد ؛ « 2 » « بحر عشقش آتشى در ما فكند » . و در اين بيت ، اشارت به تعانق اطراف كردن ، دلالتى است به اختصاص اين طايفه بدان حضرت ؛ چنانچه در لاميّه گفته باشد : و قل لقتيل الحبّ وفّيت حقّه * و للمدّعي هيهات ما الكحل « 3 » الكحل [ 693 ] و بعضى از آن ابطال از غايت مردانگى بينى بذل نفس خويش كرده به غارت بضاعات تفرقهء غيرى مشغول گشته ، و ديگرى از غايت ضعف و عجز ، پشت هزيمت داده منكسر و منكوب باز مىگردد . [ 694 ] و همچنين در آن معركهء خيال و هنگامهء مثال ، ساير آلات حرب را بينى - از منجنيق و غيره - كه نصب كرده باشند از براى فتح حصون منيعه و هدم قلاع شاهقه . « 4 » اين‌همه نقشها كه مىبينى * از يكى كارگاه دان و نورد * * * [ 695 ] و تلحظ أشباحا ، تراءى بأنفس * مجرّدة ، في أرضها مستجنّة [ 696 ] تباين أنس « 5 » الإنس صورة لبسها * لوحشتها ، و الجنّ غير أنيسة [ 697 ] و تطرح في النّهر الشّباك ، فتخرج ال - * سّماك يد الصّيّاد منها بسرعة

--> ( 1 ) . فر : + بيت . ( 2 ) . جمله چنين است در اصل ؛ براى صحت معنى ، يكى از دو حرف ربط « كه » و « و » ( بعد از افتد ) بايد حذف شود . فر : + ع . ( 3 ) . در اصل : الكحل ؛ نگاه كنيد به پاورقى صفحهء 178 . ( 4 ) . فر : + بيت . ( 5 ) . ال در متن : أمن ، نسخه بدل در حاشيه : أنس .