صائن الدين على بن تركه

286

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 678 ] چه ، در ورود خيال ظلّ در خواب لهو و مزاح كه قدرى از صور غليظهء شاغلهء ايقاظ نشان جدّ خلاص شده باشى ، هديّه مىآرد به تو عرايس حقايقى كه پردهء حجاب نمىپوشاند او را و به غير از صفت شفّافى ، كه مزيّن صورت اوست ، اثرى ديگر ظاهر نمىشود بر « 1 » مجالى ظهور او . « 2 » همه جامست و نيست گويى مى * يا مدامست و نيست گويى جام « 3 » * * * [ 679 ] ترى صور الأشياء تجلى عليك من * وراء حجاب اللّبس في كلّ خلقة [ 680 ] تجمّعت الأضداد فيها بحكمة * فأشكالها تبدو على كلّ هيئة [ 681 ] صوامت تبدي النّطق و هي سواكن * تحرّك تهدي النّور غير ضويّة [ 682 ] و تضحك إعجابا كأجذل « 4 » فارح * و تبكي انتحابا مثل ثكلى حزينة [ 683 ] و تندب إن أنّت على سلب نعمة * و تطرب إن غنّت على طيب نغمة صور متخالفهء اشيا را در پس پردهء لهو و لعب مىبينى كه هر يك به خلقتى « 5 » و وضعى بر تو ظاهر مىشوند ؛ [ 680 ] چنانچه ساير اطراف و اضداد را به حكمت جبلّت آثار ، در آن اشياى متلبّسه جمع كرده . و چون اطراف البتّه مشتمل بر اوساط و مبادى خواهند بود ، پس ، از اين رو به همه هيئتى و هيكلى متقابل و متناقض ظاهر مىشوند : [ 681 ] ساكتند گاهى و اظهار نطق مىكنند ؛ و ساكنند بالذّات و متحرّك مىنمايند ؛ و تارة اهداى نور و افاضهء اشعّهء ظهور مىكنند و حال آنكه ايشان در ظلمت‌آباد خفاى خويش مكمونند . [ 682 ] گاهى در نزهت‌آباد فرح و عيش ، چنگ در قانون ضحك و مزاح زده و گاهى در تعزيت خانهء حزن و اندوه ، چون مادران فرزند مرده ، فرياد گريه و ندبهء ايشان طنين

--> ( 1 ) . ال : در . ( 2 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . نا و مل مصرع دوم را ندارند . ( 4 ) . در همهء نسخه‌ها : كأجدل ؛ به تناسب معنى و با ديوان ابن فارض تصحيح شد . ( 5 ) . تب فر : خلعتى .