صائن الدين على بن تركه
267
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
گر نسيم يوسفم پيدا شود * هر كه نابينا بود بينا شود [ 611 - 612 ] و چون قواى ادراكى « 1 » عقل « 2 » از انضمام ملابس صورى و جوارح جسمانى ، مستعدّ اغتذاى حقايق گشت ، هرآينه در ميان بنى اسرائيل نظر و اهل فكر ، از براى جناب روحانيّت آثار احيا اطوار عيسوى مايدهء جمعيّت حكم و معارف از آسمان افاضت فروفرستادهشد و بر بسيط حوصلهء مستفيضان « 3 » و مسترشدان گستريده گشت ، تا « 4 » از ميامن آن خواصّ حكم و احكام سرايت تكميل آثار او بود كه از نابيناى مادرزاد ، وصمت نقص عمى زائل و متبرّى گردانيد و از مبروص بعد از سريان مرض او شفا بخشيد . « 4 » و لو جليت « 6 » سرّا على أكمه غدا * بصيرا ، و من راووقها « 7 » يسمع الصّمّ و ساير علل ظاهر و باطن را به قانون اذن الهى و حكم « 8 » حقيقى دفع كرده ، به نفحات حياتبخش ، طين سكونتنشان طينت و جبلّت را به معارج طيران و سيران ترقّى داد . « 9 » و لو نضحوا منها ثرى قبر ميّت * لعادت إليه الرّوح و انتعش الجسم [ 613 ] القصّه سرّ انفعالات و آثار - كه بر مجالى ظواهر اشيا صورت بسته از راهگذر آن باطن جمعيّت نشان و اذن آن حقيقت احاطت احكام - همه آن است على التّرتيب كه به صيغهء اين درر منظوم ، به گوش تو القا كردم ؛ « 10 » « در گوش كن كه بهتر ازين گوشواره نيست » . * * * [ 614 ] و جاء بأسرار الجميع مفيضها * علينا ، لهم ختما على حين فترة [ 615 ] و ما منهم إلّا و قد كان داعيا * به قومه للحقّ عن تبعيّة [ 616 ] فعالمنا منهم نبيّ ، و من دعا * إلى الحقّ منّا قام بالرّسليّة
--> ( 1 ) . تب : ادراك . ( 2 ) . نا : عقلى . ( 3 ) . نسخه بدل مب در حاشيه « مستفيدان » است كه با مركّب ديگرى بر روى آن خط كشيدهاند . ( 4 ) . چنين است در اصل . ساختار جملهها متأثر از ترجمهء لغت به لغت عربى است . ( 6 ) . در اصل : حليت . ( 7 ) . در اصل : راودتها . ( 8 ) . مل : علم . ( 9 ) . فر : + شعر . ( 10 ) . فر : + ع .