صائن الدين على بن تركه

254

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 564 ] فمرجعها للحسّ في عالم الشّها * دة المجتدي ما النّفس منّي أحسّت [ 565 ] فصول عبارات وصول تحيّة * حصول إشارات أصول عطيّة [ 566 ] و مطلعها في عالم الغيب ما وجد - * ت من نعم منّي علىّ استجدّت « 1 » [ 567 ] بشائر إقرار بصائر عبرة * سرائر آثار ذخاير دعوة چون از تبيين حقايق اسماء اربعه بأحكامها فى نفسها تفصّى نمود و از احتظاى انسان بجميع مراتبه عنها ، اين زمان شروع در بيان خصوصيّت ظهور ايشان در مجالى « 2 » خمسهء وجود - كه آن هم بأصولها چهارند : غيب و شهادت و جبروت و ملكوت ، و پنجم جهت جامعيّت همه است - مىكند : [ 564 - 565 ] امّا در مرتبهء « شهادت » مىگويد كه : نهايت بازگشت اين اسماء مذكوره در دوران مراتب وجودى و غايت مآل ايشان در اين سيران ، آنچه نفس من احساس مىكند و در مىيابد از خود در اين عالم شهادت - كه ممدّ حسّ است - به عطاياى قواى جسمانى و آلات بدنى ، از روى « كلام » ، فصول عبارات تفرقه آيات است ؛ و از روى « بصر » ، وصول سلام و تحاياى جمعيّت انجام ؛ و از جهت « سمع » ، حصول اشارات وجد غايات ؛ و از روى « قدرت » ، اصول عطاياى استغنا نهايات . [ 566 - 567 ] و امّا در مرتبهء « غيب » كه افق مبين اين اسماء و مطلع ظهور ايشان است ، آنچه من يافته‌ام از موايد نعمى كه هم از من بر من عطا شده ، از روى « كلام » ، بشاير اقرار - مؤدّاى اظهار است كه « كنت كنزا مخفيّا فأحببت » ؛ و از جهت « بصر » ، بصاير احوال اعتبار اطوار است ؛ و از حيثيّت « سمع » ، بواطن و سراير آثار معرفت دثار ؛ و از روى « قدرت » ، ذخاير دعوت انبساط سماط كمال نوال باشد . بك كلّ شىء ناطق متحرّك * و لطيف سرّك في الجوامد حامد * * * [ 568 ] و موضعها في عالم الملكوت ما * خصصت من الاسرا « 3 » به دون أسرتي

--> ( 1 ) . فر : استحدّت . ( 2 ) . فر : مجالس . ( 3 ) . در اصل : الأسرا .