صائن الدين على بن تركه

155

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

جنس ظاهر شدم . بسازيم بر آسمان سلّمى * اگر شاهدان بر ثريّا روند [ 255 ] و به مجرّد اينكه ايشان در بعضى از اجزاء زمان بودند - كه آن مقدّم است بر اين « 1 » جزو - موجب تغاير ايشان نمىشود ؛ چه ، تغاير در اصل اين اجزا به محض نسب و اعتبار است . « 2 » امروز و پرير و دى و فردا * هر چار يكى بود تو فرد آ * * * [ 256 ] و ما القوم غيري في هواى و إنّما * ظهرت بهم « 3 » للّبس في كلّ هيئة [ 257 ] ففي مرّة قيسا ، و أخرى كثيّرا * و آونة « 4 » أبدو جميل بثينة [ 258 ] تجلّيت فيهم ظاهرا ، و احتجبت با * طنا بهم ، فاعجب لكشف بسترة آن قوم عشق و عاشقان ، در عشقبازى من غير من نبودند ؛ بلكه من بودم كه به صور ايشان ظاهر شده ، از براى آنكه تا متلبّس باشم به هر هيئتى . « 5 » آن يار همانست اگر جامه بدل كرد * آن جامه بدل كرد و دگربار بر آمد [ 257 ] پس گاهى از « قيس » سر برزدم و رو سوى « لبنى » نهادم ؛ و گاهى به « كثيّر » برآمدم و در پى « عزّه » كردم ؛ و زمانى به « جميل » ظاهر شدم و با « بثينه » « 6 » باختم . « 7 » از عشق توبه كى كند آن دل كه در ازل * عاشق به عالم آمد و در « 8 » عشق پير شد [ 258 ] بر مقتضاى هويّت عشقى در ايشان ظاهر شدم و به ايشان محجوب گشتم « 9 » ؛ « شگفت او را ز پيدايى پنهانى « 9 » » ، « ديدم بسى عجايب چون تو عجب نديدم » . « 11 » ز پنهانى هويدا در هويداست * ز پيدايى نهان اندر نهانست * * *

--> ( 1 ) . ال : بدين . ( 2 ) . فر : + بيت . ( 3 ) . ال : لهم . ( 4 ) . در اصل : آونة ، كه معطوف به مرّة محسوب شده است . ( 5 ) . مل : صورتى . ( 6 ) . ال : + عشق . ( 7 ) . فر : + بيت . ( 8 ) . فر : با . ( 9 ) . فر : + ع . ( 11 ) . فر : + بيت .