صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 26

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

وزارت و قاضىالقضاتى داشت ، از مخالفان سرسخت افكار ابن فارض بود . وى روزى در مجلسى در خانقاه صالحيّه ، شمس الدين ايكى شيخ خانقاه سعيد السّعداء را ملامت كرد كه چرا صوفيه را به خواندن قصيدهء نظم السّلوك ابن فارض ترغيب مىكنى ؟ درحالىكه او در اين قصيده به حلول گراييده است . همين ابن بنت الأعز چندى بعد كه از منصب قضا و وزارت معزول و به اتهام فساد عقيده مطرود شده بود ، با ملاحظه بيتى از تائيه كه در آن به منزّه بودن آن قصيده از نظريهء حلول تصريح شده است ، « 1 » از عقيدهء خويش مبنى بر حلولى بودن ابن فارض برگشت و از سخنى كه دربارهء او بر زبان رانده بود ، استغفار كرد . « 2 » مخالفان ابن فارض ، در رد عقايد او كتابهايى هم نوشته‌اند ؛ از آن جمله است شيخ برهان الدين ابراهيم بن عمر بقاعى شافعى ( متوفى 885 ه ) مؤلف الناطق بالصواب الفارض لتكفير ابن الفارض . « 3 » حاجى خليفه نام اين كتاب را صواب الجواب للسائل المرتاب المعارض المجادل فى كفر ابن فارض ضبط كرده است . « 4 » بقاعى دو كتاب ديگر هم در اين زمينه دارد : تنبيه الغبى إلى ابن عربى و تحذير العباد من أهل العناد ببدعة الاتحاد كه هر دو تحت عنوان مصرع التصوف چاپ شده است . بقاعى در اين كتابها روشى دارد كه با روش بيشتر نويسندگان عصر او متفاوت است . وى در نقد و رد آراى ابن عربى ، ابن فارض و پيروان آنان ، و در ارائهء نظريات خود كلى گويى نمىكند ، بلكه به روشى نقادانه و مستند ، در هر مورد عين اقوال آنان را همراه با گفته‌هاى مخالفانشان نقل كرده ، دربارهء آنها به استدلال و داورى مىپردازد . او در اين كتابها توجه خاص به اشعار ابن فارض دارد و چه در بررسى آراى صوفيهء ديگر و چه در فصولى كه به افكار ابن فارض اختصاص دارد ، به اشعار وى استناد مىكند . « 5 » بقاعى

--> ( 1 ) . ديوان ، ص 73 ، بيت 8 . ( 2 ) . شرح ديوان ، ج 1 ، ص 8 - 9 . ( 3 ) . نگاه كنيد به : Geschichte der Arabischen Litterarture , V . 1 , p . 703 ; Geschichte der Arabischen Litterature Supplement , V 1 . P . 465 . ( 4 ) . كشف الظنون ، ج 1 ، ص 267 . ( 5 ) . مصرع التصوف ، ص 54 ، 57 - 58 ، 71 - 73 ، 77 - 78 ، 86 ، 89 ، 100 - 103 ، 126 - 127 .