صائن الدين على بن تركه

77

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 65 ] چه ، اگر گاهى از روى سهو و غفلت ، و از آن كه تطوّرات و تقلّبات ، لازم حقيقت قلب است ، ارادت غيرى خطور كند بر خاطرم ، حكم كنم به ارتداد از دين . « 1 » نظر كردن به خوبان دين سعديست * مياد « 2 » آن روز كو برگردد از دين [ 66 ] اكنون كه حالم بر اين موجب است ، حكم تو راست در اين قضيّه ؛ هر چه خواهى مىكن . « 3 » خواهى به وصال كوش خواهى به فراق * من فارغم از هر دو مرا عشق تو بس چه ، روى ارادت من همه در تو خواهد بود و امكان آنكه به صدّ و جفا « 4 » و منع ، از تو روى توجّه بگردانم ، نيست . « 5 » من آن نيم كه به جور از تو روى برتابم * جفاى دوست كمند محبّتست و ارادت * * * [ 67 ] و محكم حبّ لم يخامره بيننا * تخيّل نسخ و هو خير أليّة چون « 6 » در ابيات گذشته دعوى مقامات عاليه كرده و استعداد و استيهال « 7 » تحقّق بدان قبل از ثبوت بيّنهء آن در محكمهء محبّت و حكم قاضى عشق بر استحقاق آن مراتب و تسلّط او بر طريق ملكيّت ، چنانچه مقتضاى انبساط محبوب است و مؤدّاى مقام مخاطبت - چه ، حاضران بساط انبساط را از نوع شطح چاره نمىباشد و لهذا در آداب است كه « أقعد على البساط و إيّاك و الانبساط » - هرآينه تقويت آن دعوى به ايمان مغلّظه مقتضاى وقت شد . و مقسم عليه چون « استيلاى سلطان حب » است و انحصار طرق استلذاذ عاشق در او و قصر وجوه امانى و آمال مشوّقه به دو ، سوگند به رقيقهء راسخهء حبّ ذاتى و ميل اصلى - كه ساير مقاصد و ميول فرع تحقّق اوست - مىخورد كه برهان قاطع باشد بر اثبات مقسم عليه ؛ چه ، ثبوت علّت دليلى بيّن است بر ثبوت معلول . و هرگاه كه رقيقهء حبّ اصلى مشوب و مختلط به ديگر ميلهاى فرعى - كه مستدعى تخيّل نسخ آن

--> ( 1 ) . تب فر : + بيت . ( 2 ) . تب مل : مباد . ( 3 ) . تب فر : + بيت . ( 4 ) . تب : به صد جفا . ( 5 ) . تب فر : + بيت . ( 6 ) . تب : چه . ( 7 ) . ال : استيهاى .