صائن الدين على بن تركه

61

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

راه توحيد را به عقل مجوى * ديدهء روح را به خار مخار [ 27 ] ليكن انهتاك ستائر اعضا و قواى جسمانى و انكشاف حجب هيولانى - كه به واسطهء تراكم اين غواشى كثيفه و جواهر مظلمه شده - مخدّرات اسرارى كه از نظر سراير من هم مصون بود ، در صدد ظهور آوردش و دست‌زدهء قواى ادراكى او شد . « 1 » جهد كرديم تا نيالايد * به خرابات دامن پرهيز دست بالاى عشق زور آورد * عافيت را نماند جاى ستيز * * * [ 28 ] و كنت بسرّي عنه في خفية و قد * خفته ، لوهن من نحولي أنّتي [ 29 ] فأظهرني سقم به كنت خافيا * له ؛ و الهوى يأتي بكلّ غريبة « 2 » و حال آنكه من با سرّى كه داشتم ، از مراقب در حجاب خفا بودم به سبب استيلاى احكام ضعف ؛ امّا انين و ناله كه هم از مقتضاى آن ضعف و نحول است ، ازالت آن حجاب كرد و مرا ظاهر گردانيد . « 3 » آه دهن دريدهء من فاش كرد راز * او را گناه نيست منش بر كشيده‌ام [ 29 ] پس سبب اظهار و اعلان اسرار من ، همان ضعف و نزارى بود كه بدان مختفى بودم . « 3 » از ضعف خيالت به سرم راه نيابد * گر نالهء سلمان « 5 » نكند « 6 » راهنمايى و امثال اين در اطوار عشق بسيار افتد كه مقتضاى هويّت او ، جمعيّت اضداد است ، چنانچه معلوم گشت ؛ « 7 » « در عشق ازين بوالعجبىها باشد » * * * [ 30 ] و أفرط بي ضرّ تلاشت لمسّه * أحاديث نفس ، كالمدامع نمّت [ 31 ] فلو همّ مكروه الرّدى بي لما درى * مكاني و من إخفاء حبّك خفيتي

--> ( 1 ) . تب : + بيت . ( 2 ) . مل : غريبتى . ( 3 ) . تب فر : + بيت . ( 5 ) . فر مل و نسخه بدل مب در حاشيه : زارم . ( 6 ) . تب : مكند . ( 7 ) . فر ال : + ع .