صائن الدين على بن تركه
22
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
روى معنى ، جانش را به تحف حقايق و معارف بنوازد و گاهى در عالم خيال ، به خلافت صورت مثالى ، حكومت آغازد . « 1 » هر نفس نغمهاى دگر سازد * هر زمان پردهاى كند آغاز و هر چند ( 4 الف ) شوكت سلطنت معشوق و احتشام ايالت او در مرتبهء عيان ، ظاهر مىشود كه مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا ، اما به واسطهء تمامى ظهور عشق در اين مرتبه و استيلاى ابّهت معشوقى در او ، استيصال احكام تعيّن عاشق كرده ، او را مورد احكام متقابل مىسازد . از لذت احتظاى رؤيت و از الم خوف زوال آن ، كه « 2 » فأبكي إن نأوا شوقا إليهم * و أبكي إن دنوا خوف الفراق * اللّيل إن وصلت كاللّيل إن قطعت * أشكو من الطّول ما أشكو من القصر * مرا كه با تو نشستم گريستن از چيست * اگر نه بخت بد و عاشقى ز يك بابست * جمال در نظر و شوق همچنان باقى * گدا اگر همه عالم به دو دهند گداست « 3 » لا جرم تاب توقّف ناورد . « 4 » بر در تو مقيم نتوان بود * حلقهاى مىزنيم و مىگذريم آنچه مناسب حال عاشق و مقتضاى وقت اوست ، « صورت مثالى » است . لو لا تمثّل شخص حسنك لم أعش * في أنّ ذاك الحسن لا يتمثّل * ز نقشبند خيالم خوش آيد اين معنى * كه صورتى بنگارد به شكل دلبر ما
--> ( 1 ) . مل : + نظم . ( 2 ) . فر : شعر . ( 3 ) . فر اضافه دارد : چند گويى كه عشق بدبختست * پس تو پنداشتى كه چون باشد ( 4 ) . ال فر : + بيت ؛ مل : + نظم .