علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )
23
شرح گلشن راز ( فارسى )
يك از ماء هويت در گذشتن * دوم صحراى هستى در نوشتن در اين مشهد يكى شد جمع و افراد * چو واحد سارى اندر عين اعداد تو آن جمعى كه عين وحدت آمد * تو آن واحد كه عين كثرت آمد كسى اين سر شناسد كو گذر كرد * ز جز وى سوى كلى يك سفر كرد در پاسخ سؤال چهارم كه ؛ « مسافر چون بود رهرو كدام است * كه را گويم كه او مرد تمام است » مىگويد : آن كس كه زود گذر مىكند و مثل آن آتشى كه از ميان دود بيرون مىآيد ، او نيز از خود صافى شود و عارف گردد ، آنگاه كه انسان به دنيا چشم مىگشايد ، شهوات نفسانى در وى توليد مىگردد ، و اگر وى در مقابل آنها تسليم شود ، گمراه مىگردد ، اما اگر به توفيق الهى و تهذيب و تزكيه نفس خود توجه كند ، دوباره به سوى حق سفر مىكند ، و هر كس كه اين سفر را انجام دهد ، انسان كامل مىشود . مسافر آن بود كو بگذرد زود * ز خود صافى شود چون آتش و دود سلوكش سير كشفى دان ز امكان * سوى واجب به ترك شين و نقصان به عكس سير اول در منازل * رود تا گردد او انسان كامل در پاسخ سؤال پنجم كه ؛ « كه شد از سرّ وحدت واقف آخر * شناساى چه آمد عارف آخر » مىگويد : عارف كسى است كه دلش شناساى وجود است ، و فقط به مطلق وجود يعنى خدا توجه دارد ، و اين شناخت وقتى حاصل مىشود كه او به كلى خود را فراموش كند و از هر نوع تعلق و تعينى ، آنچنان پاك گردد كه در وجود او عارف و معروف يكى شود .