صائن الدين على بن تركه

مقدمهء كتاب 1

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

مقدمه به قلم دانشمند محترم جناب آقاى دكتر سيد حسين نصر در وضع كنونى ، دانش ما دربارهء تاريخ فلسفه و معارف اسلامى مانند نتيجهء حاصل از مشاهدهء دورنمائى است كه در آن فقط قله‌اى چند از جبال مرتفع نمايان است و ديگر پستى و بلنديهاى طبيعت از ديدهء بيننده نهفته و در ابرهاى فراموشى و ابهام مستتر است . اين قلل به مثابهء بزرگان معروف و شناخته‌شدهء فلسفه و حكمت است و آنچه از ديدهء معاصران پنهان مانده بزرگان ديگرىاند كه حلقهء رابطه بين اين قلل مرتفع را تشكيل داده و سهم مهمى در تكوين و سير مكتبهاى مختلف فكرى و عقلى داشته‌اند . وانگهى عجيب اينست كه دورنماى عالم حكمت و فلسفه برعكس يك دورنماى طبيعى آن‌چنان است كه ادوار دور تر از اعصار نزديك به ما تاكنون بهتر شناخته شده است . تاريخ چند قرن اول فلسفهء اسلامى البته بيشتر به علت تفحصات و تحقيقات دانشمندان غربى و چند تن از محققان اسلامى در قرن اخير به مراتب دقيق‌تر از مراحل سير فلسفه در قرون اخير بررسى شده است ، و باز به علت علاقهء خاص همين گروه از دانشمندان به فلسفهء غرب و به دورهء اول فلسفهء اسلامى كه در تكوين فلسفه مكتبى غرب اثر فراوان داشته است ، توجه دانش‌پژوهان تا چند سال پيش تقريبا تماما به دوران فلسفهء اسلامى از آغاز تا ابن رشد معطوف بوده است .