صائن الدين على بن تركه
6
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
بيارد خداى تعالى قومى را كه خدا ايشان را دوست دارد و ايشان خدا را و در حديث صحيح آمده است كه : چون داود - عليه السلام - پرسيد از خداى تعالى كه خلق را از براى چه آفريدى ؟ گفت من گنج پنهان بودم ، دوست داشتم كه ظاهر شوم ، پس خلق را از براى آن آفريدم كه ظاهر گردم و شناخته شوم . و عبارت حديث اين است : « كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف » و پوشيده نماند كه در اين حديث مبارك اول نسبتى كه به خود كرده « 1 » جهت اظهار خود ، دوستى و عشق است . و اما مناسبت عقلى محتاج به ذكر مقدمهاى است از اصول حكمت كه حكما هر حركتى كه هست اثبات كردهاند كه او را از ميلى ناچار است كه پيشتر از آن حركت بوده باشد تا آن حركت در وجود تواند آمدن و آن ميلى « 2 » است كه سبب وجود حركت مىشود و او را به جهتى معين مخصوص مىگرداند و جنبندهاى آن حركت را به همان صوب « 3 » روانه مىكند - چنانچه آتش و هوا كه ايشان را ميل ذاتى به طرف بلندى كه جانب محيط است ، هست ، چنانچه « 4 » در خيگ پر از هوا ظاهر مىشود وقتى كه در زير آب آن را « 5 » نگاه دارند كه او را ميل به سوى بلندى هست ، و همچنين آب و زمين را نيز به سوى پستى و طرف مركز ، ميلى طبيعى ذاتى « 6 » هست چنانچه محسوس است . و آن ميل ذاتى طبيعى كه بىغلبهء « 7 » قاهرى قوى « 8 » ساكن نگردد ، اثر عشق است كه سرايت كرده « 9 » . طبايع جز كشش كارى ندانند « 10 » * حكيمان اين كشش را عشق خوانند اينقدر هست كه چون حكما به اصطلاحى كه ايشان بدان سخن مىگويند حركت را بيش از چهار نوع كه باليدن جسم است يا از رنگى به رنگى گشتن
--> ( 1 ) - ب : كرد . ( 2 ) - ب : مثليت . ( 3 ) - ب : صورت . ( 4 ) - ن : چنان كه در خيگ پرهوا . ب : خيكه پرهوا . ( 5 ) - دم : زير آب او را ميل به سوى بلندى هست . ( 6 ) - ب : ذاتى چنانچه . ن : ذات . ( 7 ) - ب : كه غلبه . ( 8 ) - ب : قواى . ( 9 ) - ب : بيت . ( 10 ) - ب : ندارند .