صائن الدين على بن تركه
299
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
بسم اللّه الرحمن الرحيم بعد از حمد و سپاس خداى و درود بر مهتر رهنماى محمد مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه و على آله اجمعين - . در اين وقت عزيزى از طالبان كوى يقين و سالكان راه دين ، التماس نمود كه اين نظم سحرآفرين را ترجمهاى كرده شود . چنانچه صورتى از مقاصد ارجمندش در مدارك هوشمندان وقت ، از آن هويدا گردد . و الحق چون نظم نامدار مشتمل بر اصلى چند بود كه بنياد عقايد اهل تحقيق بر آن است و اهم مهمات طالبان اخلاص نشان همان ، هرآينه به حكم فرمودهء : « يا داود اذا وجدت لى طالبا فكن له خادما » . واجب نمود قلمسان كمر كفايت اين مهم بر ميان سعى و اجتهاد بستن . و به قدر مساعدت زمان در اجتلاى بنات اين ابيات كه كلّهنشينان خانوادهء ولايتاند و تا غايت دست ادراك هر كس به دامن عز ايشان نرسيده ، بر نوخاستگان زمان كه به مرتبهء بلوغ انسانى رسيده باشند و از غنج و دلال نوعروسان حقايق ختمى كه اين زمان سر از دريچهء غيب بيرون كرده بهرهاى توانند يافت ، سخنى چند بر صحايف تحرير و تسطير نوشتن ، شايد كه ما خضروار در نظر رهروان شاهراه كمال انسانى درآيد و نويسنده به جايزهء قبول ارباب قلوب فايز و فيروز گردد ، آرى : تا به يكى نم كه بر اين گل زنم * لاف ولىنعمتى دل زنم حال آنكه لفظ « وجود » در عرف خاص اين بزرگ ناظم - قدس اللّه سره و افاض علينا من اسراره - صورت تداول و تعاور « 1 » گرفته بواسطهء آن كه تنزل به مدارك مستبصران راه فكر و نظر كرده و خواسته كه ايشان را از حقايق
--> ( 1 ) - م 2 : تعاول .