صائن الدين على بن تركه
300
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
ختمى و خصايص او بهرهمند گرداند كه عموم هوشمندان وقت چون از كوى هوس به سر منزل طلب رسيدهاند ، اول بدان راه مىروند و قدم سعى و جد ايشان در آنجا تيزگام مىشود و ايشان از دريافتن يگانگى واحد حقيقى كه اول مقاصد است بواسطهء ادراك معنى اين لفظ و تحقيق احكام او به وى مىتوانند برد . از براى اين التزام نموده كه در اين نظم شريف معنى وجود به عرف خاص خودش و تحقيق مراتب آن در صورت تمثيل كه همان طريقهء ائمهء رشد و هدايت است چنانچه فحواى فرمودهء : « وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ » از آن افصاح نموده بر همگنان روشن گرداند تا چندى از زيركان ايشان باشد كه از مهاوى ضلال به سوى مدارج كمال انسانى كشند . روز صيد آن سوار از اين نخجير * پر بيفكند ليك كم برداشت خليلى قطاع الفيافى الى الحمى * كثير و اما الواصلون قليل حال آنكه اين لفظ در عرف عام اهل نظر اطلاق بر كون در اعيان كنند و به غير از اين هيچ معنى ديگر اهالى روزگار از اين لفظ نمىفهمند و تفرقهء ميان كون و وجود نمىكنند و كائنات را مىپندارند كه پيش اهل تحقيق از موجودات است و از اين ممر بسى از دانشمندان ظاهر و اهل اشتهار كه بواسطهء رابطهء حسن عقيدت به درويشان خواستهاند كه بيان مذهب اين طايفه كنند چون واقف بر عرف و اصطلاح ايشان نبودهاند و تنزيل اين لفظ بر عرف اهل نظر كرده قدم ادراك ايشان از منهج صواب لغزيده است . « عصمنا اللّه و اياكم عن ذلك » . حال آنكه ميان معنى وجود در عرف خاص اهل تحقيق كه ترجمهء آن به زبان فارسى بود است و ميان معنى كون كه نمود است تفاوت بسيار است . چنانچه تحقيق آن در كتاب تمهيد كرده شده . اينجا مجال آن تنگ است و بىتكلف تفرقهء اين دو معنى از يكديگر كردن از مهمات وقت طالبان است در اين زمان . ازآنرو كه چون سخنان اهل تحقيق در باب اجمال توحيد شهرت گرفته مثل اين : كه همه اوست هرچه هست يقين * جان و جانان و دلبر و دل و دين