صائن الدين على بن تركه
295
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم اللهم كما نورت الملك بظلال جلاله فاحرسه عن شر الاعداء فى جميع احواله . بعد از تقديم وظايف دعاگويى و دولتخواهى ، انهاى راى ممالكگشاى عالمآراى مىكند كه باعث بر اين ابرام تازه دو چيز شده : يكى آنكه سلوك جادهء اصطبار و انتظار به سرحد اضطرار رسيده ، و دوم آنكه چون در عرضه داشت سابق صورتى چند التماس رفته بود و همانا آنها به غير موقع افتاده ، واجب نمود قناعت كردن ، اين زمان التماس همين است كه حكمى كه مرحمت نموده فرستاده بودند كه چيزى كه از اين فقير هركس تصرف نموده باز دهند ، امضا يابد و خردهاى از آن وجوه در وصلهء قرض خواه نشيند و عيال و اطفال را خلاص نموده به جايى تواند قرار گرفت و دارايى ايشان كرد . چه موجب توقيف عيال اين فقير به غير از قرضخواهان و غرما چيزى ديگر نبود . ايشان مدد نمودند و الحالة هذه هم ايشان مانعاند ، و غرض كه چون جمعى عزيزان در وقتى چنان ، دستگيرى اين فقير كنند و از دست عوانان بىباك خلاص دهند . و اين فقير مال ايشان را فكر نكند . در اين مدت آن كس كه توانست آمدن تدارك كرده شده و ليكن جمعى عزيزان هستند كه اظهار كردن نيز مصلحت ندانند و اين فقير در حجاب ايشان است . توقع به مرحمت و كمال شفقت و درويشنوازى قديم چنان دارد كه چون حكم شده و دارنده از غايت دلسوزى خود آمده كه بيشتر مردم آدمى را به حال اين فقير و بىكسى او رحم مىآيد ، چنان فرمايند كردن كه زود مراجعت تواند نمود كه كه وقتى عجب است و عجز و انكسار اين اطفال بيچاره به غايت رسيده : كار درويش مستمند برآر * كه تو را نيز كارها باشد