صائن الدين على بن تركه

279

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم از فحواى فرمودهء : إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ فهم مىشود ديده‌وران شاهراه هوشمندى را كه هيچ آفريده سر از جيب حدوث و ظهور بيرون نكرده الا آنكه به حمد خداى تعالى تسبيح مىكند و به يگانگى او گوياست و گواهى مىدهد ، نه يگانگى عددى كه مردم چيزها را بدان شمار كنند بلكه يگانگى حقيقى كه شايبه‌اى از شوايب شركت و دويى پيرامون عزت و جلال او در نتواند آمد چنانچه تسبيح به حمد از آن يگانگى افصاح نموده « نزد آن كس كه فهم داند كرد » و از اينجاست كه هرچه ديدهء تأمل بر آن گمارند آن معنى را از زبان لطائف بيان او فهم كنند . و فى كل شيئى له آية * تدل على انه واحد سر او از زبان هر ذره * خود تو بشنو كه من نيم غماز مثلا در علم صرف كه اول دكانى است در بازار صرافان علم ادب كه سرمايهء كسب كمال همان است و از آنجا اندوزند . ادب نشان بزرگ است و پس بزرگش دان * كه او است برج سعادت از او شوى مسعود در مطلع اين علم كه معنى تصريف مىگويند به فصيح‌ترين عبارتى از اين يگانگى خبر داده آنجا كه مىگويند : « تصريف عبارت از گردانيدن اصل واحد است به امثلهء مختلفه از براى معانىيى چند كه مقصود گرداننده است كه اين معانى حاصل نشود مگر به آن امثله » و اين اصل واحد مصدر است كه محل صدور خواهد بود و اول صورتى كه در حيز صدور و پيدايى مىآيد آن است كه