صائن الدين على بن تركه
235
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
كند از وجوه حكمى همين تواند بود ، و ليكن اگر كسى را قوت آن كرامت شده باشد كه در مراقى بطون آن تعمق نمايد و از السنهء وجوه حرفى كه عرف خاص انبيا و رسل بر آن مبتنى است استكشاف معانى و لطائف نمايد به بسى « 1 » جواهر حكم و نفايس آن فايز گردد به تخصيص در اين تركيب « 2 » : ورقى باز كردم از سخنش * زير هر توى آن سخن تويى است اما وجه دوم از اين بحث تحقيقش آن است كه دست در ميان « 3 » اعضا مخصوص به مصدريت افعال و تصرف در فنون مقولات آن است كه تعليم يكى از صور « 4 » تنوعات آن خواهد بود . و پوشيده نماند كه در وضع جلوس كه آنجا موطن تمام اشعار است ، چنانچه معلوم شده باشد ، هيچ عضوى به كمال انبساط در مستقر تمكن خود مانند فخذ نيست . و لهذا در ميان اقران خود مخصوص گشت بدانكه موضوع اليه مصادر تصرف گردد در تعليم علوم . و در ظاهر لفظ او نيز اشعار به فرا گرفتن علم و امر بدان بعد از ترتب اين مقدمات هست ، و ليكن كسى را قوت فهم آن باشد كه از محصورهء عادات اهل رسوم خلاص شده باشد و قانون پسنديدهء لغات را ملغى دانسته ، از راه كوچهء نجات منصرف گشته باشد و سخن را مبرا از اين رسوم جعلى فهم كند « 5 » . در جهان هرچه كردهاند عوام * نزد خاصان رسوم و عادات است انقطاع از رسوم اين « 6 » حشرات * اتصال همه سعادات است راه تقليد محض را بستن * افتتاح همه مرادات است « فقال يا محمد ، اخبرنى عن الايمان . فقال : الايمان ان تؤمن باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و اليوم الآخر ، و تؤمن بالقدر خيره و شره . قال
--> ( 1 ) - ب : بسى . ( 2 ) - ب : فرد . ( 3 ) - ب : در ميان مخصوص . ( 4 ) - ب : صورت . ( 5 ) - ب : قطعه . ( 6 ) - ب : آن .