صائن الدين على بن تركه
236
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
صدقت » . يعنى چون آن جمعيت بزرگ در عالم حس ظاهر شد ، گفت آن مرد يعنى جبرئيل ، كه اى محمد « 1 » مرا خبر كن از ايمان . پس گفت محمد كه ايمان آن است كه تو باورى به خداى سزاى پرستش به يارى و به فريشتگان او و به كتابهاى او و به پيغمبران او و به روز آخر « 2 » ، و همچنين باورى بهاندازهء هر چيزى به يارى هم نيكش و هم بدش ، كه همه در زير قدر و قدرت اويند . گفت آن مرد ، يعنى جبرئيل كه : راست گفتى . اين است فحواى ظاهر حديث . و اما بيان حكمتهاى بزرگ و اصول آنكه زبان اشارت در ميان اين عبارت بدان « 3 » گويا گشته پنج اصل است : اصل اول - بيان راه تعليم و تعلم فرموده و آداب و منازل آن را ، نموده ، كه راه برگزيدهء انبيا و رسل همان بوده ، و هر سالكى كه از اين راه گشته به قدر آن از وصول به سرحد مراد ايشان بازمانده و هر راهى كه از شارع قويم و راه راست اين برگزيدگان دور افتاده به غفلتآباد « كل بدعة ضلالة » مىرود . و هوشمند زيرك از « 4 » حاصل هر سالكى كه بر صحايف تأليفات خويش مرقوم كرده تفاوت راهها فهم تواند كرد و حقيقت اين سخن نيز بر او روشن گردد « 5 » . نقدها را بود آيا كه عيارى گيرند * تا همه صومعهداران پى كارى گيرند و تحقيق بيان اين راه مجالى بيش از اين مىخواهد ، در « مفاحص » چندى از مهمات آن مبين گشته ؛ از آنجا « 6 » فهم كنند . حاليا آنچه در اين حديث مبارك بدان اشارت فرموده يكى آن است كه خطاب كرده ، و دوم آنكه التماس آن نموده كه مرا خبر كن . و در ضمن هر يكى بسى لطائف درج است . اولا آنكه « 7 » خطاب فرموده كه « اى محمد »
--> ( 1 ) - عبارت : مرا خبر . . . تا آن است . از نسخه ب افتاده است . ( 2 ) - ب : قيامت . ( 3 ) - ب : بدانى . ( 4 ) - ب : كه از . ( 5 ) - ب : بيت . ( 6 ) - ب : در آنجا . ( 7 ) - ب : از خطاب .