صائن الدين على بن تركه
210
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
و روم جهت نسخهء رسايل و تؤاليف « 1 » او فرستند و طلبند و شاگردان او در اطراف ممالك مثل : شيراز و سمرقند و روم و هند ، ميان دانشوران مشاراليهاند . مرا به چشم قياس كسان مبين كه ز علم * دلم به گيسوى حوران همىكند بازى و حال آنكه اين طايفه از همهء اهل حرف به حسد و خباثت نفس و غيبت يكديگر ممتازاند . آوردهاند كه سبب اين معنى را از افلاطون پرسيدند جواب چنين داد كه غذا تقويم بدن اصحا كند هركس كه به نوعى از مرض مبتلا گردد و اگر چه شمهاى از انحراف مزاجى باشد چون به غذا مشغول شود مفضى به امراض موحش گردد و حال آنكه جوهر علم غذاى روحانى است بايد كه اولا تهذيب ذات خود از هواجس جسمانى و امراض روحانى بكنند و بعد از آن متعرض غذا شوند . چون طايفهء طلبه بيشتر به امراض روحانى مثل حسد و بغض و بخل و غيره مبتلا مىباشند و بىتنقيه و تهذيب نفس مشغول به تناول غذا كه عبارت از علم است مىشوند ، هرآينه به تراكم آن امراض مبتلا شوند . شستوشويى بكن و آنگه به خرابات خرام * تا نگردد ز تو اين خانهء پاك آلوده غرض كه هيچكس را از اعيان مشهوران جهان طمع اين نبوده كه از غايلهء زبان اقران زمان خود سالم باشد . و من ذا الذى من السن الناس سالم * و لو « 2 » انه ذاك النبى المؤيد حضرت رسالت پناه ختمى محمدى - صلوات اللّه و سلامه عليه - با وجود معجزات باهره و حجج ساطعه كه به دست قدرت و قوت نبوت او :
--> ( 1 ) - م 2 : توليف ( 2 ) - دم : و لو لا انه .