صائن الدين على بن تركه

192

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

امام محمد غزالى و غير او از كبراى اهل يقين - قدس اللّه تعالى ارواحهم اجمعين - گفته‌اند كه كشف اوليا چون كيمياست و علم علما چون زر است و هر كس را كه از احوال سنيهء صوفيان خبرى پديد آيد ، اندك وى را بر هر عالمى فضل باشد . و اهل اين علم ساكنان قباب غيرت‌اند . غيرت حق - سبحانه و تعالى - بر اولياى خويش بيش از غيرت خلق است . از حضرت رسول - صلى اللّه عليه و سلم - منقول است : انى اغير من سعد ، و اللّه - سبحانه - اغير منا . پس بنابراين حكمت الهى بهر دفع چشم زخم اغيار ، نيل انكار منكران بر رخسار اسرار حقايق اهل حقيقت كشيده است پس اشتغال بعد تفريغ البال بگفت « 1 » و شنود اين علم مبارك كه مقصود لذاته است ، اهم اشياست همهء مؤمنان را على الخصوص علماى امت را - ايدهم اللّه سبحانه بفضله - و در همهء اوقات على الخصوص در آخر حيوة . آنها كه خوانده‌ام همه از ياد من برفت * الا حديث دوست كه تكرار مىكنم و اين بيت اشارت به آنكه يكى از شرائط طلب اين علم آن است كه اين را اصل و اهم داند و جمله اوقات بر او وقف كند و اشتغال « 2 » او به ساير علوم به قدر حاجت بود و به آن مقدار كه او را از اهم وقت مانع نيايد و اين علم را لابدى حال خود شناسد . شيخ عطار - رحمه اللّه - در اين معنى فرموده‌اند : ترا از چاشنىيى نيست چاره * كه تا اين وادى آرى با كناره ز دو چيزت كمال است اندرين راه * فناى محض يا بى « 3 » جان آگاه اگر خواهى كه آن چشمت شود باز * برو جان در كمال دانش انداز كه بعد از مرگ جان مرد دانا * بود بر هرچه راى آرد توانا اگر بىدانش از دنيا شوى دور * بماند چشم جان جاويد بىنور

--> ( 1 ) - م 2 : بعد تفريغ البال بگفت و امت را ايدهم اللّه سبحانه بفضله و در همه اوقات . ( 2 ) - م 2 : اشغال . ( 3 ) - دم : يانى .