صائن الدين على بن تركه
173
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
اسلام به غايتى است كه دايم به بلاد شام و مصر مىفرستند و عيب ايشان مىكنند كه احكام شرع در بلاد ما قوت بيشتر دارد كه تمغانيست اينجا و نمىستانند ، همه اين علم به درس مىگويند و مولا شمس الدين فنارى كه قاضى قضاة همهء روم او است ، اين زمان بيست سال باشد كه اين كتابها كه طعن مىكنند در محكمه بدرس مىگويد و در اين شهر گواهان هستند بر اين سخن و در اين نزديكى او به حجاز مىرفت به اعزاز تمام او را از شام به مصر طلبيد پادشاه مصر و بر همهء دانشمندان آنجا مقدم داشت و تعظيم كرد . اگر اين علم عيب بودى آن دانشمندان مصر كه هريك را چندان حديث و فقه بر خاطر باشد كه اگر دانشمندان اينجا بشنوند باور ندارند ، او را بر خود تقديم نكردندى و عظمت او را مسلم نداشتندى حال آنكه در هيچ زمان نبوده است كه اين طايفهء صاحب غرضان مثل اين سخنان براى بزرگان سنت و جماعت كه در آن زمان بودهاند نگفته ، چنانچه در سيرت شيخ عبد اللّه انصارى هست و در رسايل امام غزالى و غيره ، و ليكن سلاطين آن عصر تمكين ايشان نكردهاند و مجال اين سخنان ندادهاند از دو جهت : اولا از روى ظاهر شرع ، در نص قرآن است كه : اى آنانى كه ايمان آوردهايد دورى كنيد از بيشتر گمانها كه چندى از آن گناه است و تجسس منماييد و غيبت « 1 » يكديگر مكنيد ، در آن آيت كه مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً » ، و از براى اين است كه سلف صالح اينها نكردهاند و اجتناب نمودهاند و منع فرموده . و ثانيا از روى حشمت پادشاهى چه اگر مجال اين سخنان بدهند اولا علم هيئت كفر است چرا كه مبناى آن بر اصول طبيعى نهاده است كه آسمان از هم نرود و به هم نيايد و در قرآن خلاف اين اصل چند جا منصوص است و چون هيئت كفر باشد ، نجوم نيز كه بنيادش بر آن است هم كفر باشد و در مجالس سلاطين بيشتر بحث نجوم مىباشد ، به تخصيص در اين زمان كه احياى اين علم از نو شده
--> ( 1 ) - دم : و عيب يكديگر .