صائن الدين على بن تركه
172
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
و در نوبت دوم دو صورت به عرض همايون رسانيد جهت محكمى اين كار بزرگ : يكى عقيدهء سنت و جماعت در حضور بزرگان دين و همه را گواه گرفت بر آن عقيده تا مجال سخن دشمنان در باب مذهب نباشد كه مردم اين شهر شناخته بود . و يكى ديگر در « باغ مختار » بعرض رسانيد كه چون رجوع كارها همه به شرع مىفرمايند « 1 » ، حكم شرع بايد كه در غايت احكام از سر جد تمام و كمال اهتمام پرسيده شود . در جواب مرحمت بسيار و عنايت بىشمار ارزانى داشتند و به زبان مبارك عراق را ، رجوع فرمودند . اين فقير همين حكم يزد استد و در اين مدت به نفس خود مشغول شد و پرسيد و به قدر وسع كوشيد و نگذاشت كه متغلبان حيفى بر درويشى توانند كرد . و ليكن چون متغلبان بسياراند و هريك در حمايت كسى گريختهاند و عادت بدان كردهاند كه قاضى به مراد بزرگان ايشان برسد ، دشمن شدند و فكرها انديشيدند و مكرها كردند و محضرها فرستادند به حمد اللّه و منه پادشاه اسلام نشنيد ، بيشتر آنها نااميد گشته سر به شرع نهادند ، جمعى ديگر حيلتى كردند از آن نوع و آمدهاند ، حاكم حضرت پادشاه است . به حمد اللّه به غير از اين تشنيع نمىتوانند كرد كه چيزى از سخن مشايخ نبشته است فلانكس ، در بيست سال پيش از اين ، حال « 2 » آنكه اولا در شرع بر نبشتهء كسى هيچ نمىآيد كه اگر كسى اقرار مالى در حق كسى بنويسد به مجرد نبشتن ، شرع حكم نمىكند باوجود آنكه حق آدميان است و اين مسئله حق اللّه است و در حق آدميان شرع مضايقه بيشتر مىفرمايد . و ديگر آنكه سخن كسى ديگر كه شخصى نقل كند در شرع هيچ گرفت بر نقلكننده نيست . پوشيده نماند بر هوشمند كه اگر نبشتن اين سخنان عيب بودى در دين همانا پيشوايان اسلام كه ممالك روى زمين معتقد مسلمانى و ديندارى ايشاناند « 3 » ننبشتندى مانند : خواجه محمد پارسا و خواجه عبد اللّه انصارى و خواجه محمد على حكيم ترمذى و شيخ سعد الدين حموى و غيرهم - قدس اللّه سرهم اجمعين - چه جاى نبشتن كه در مملكت روم كه قوت
--> ( 1 ) - دم : مىفرماييد . ( 2 ) - دم : حال اولا آنكه . ( 3 ) - دم : ايشانند مانند .