صائن الدين على بن تركه

164

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

مردى ايشان بدين مرتبه وفا نمايد مىنهد . اما اول آن است كه تحقيق آن نموده در اين جواب كه مراتب گذشته در عبادت ، همهء منازل و مراحل طريق اين موطن شريف‌اند و موقف عبد كامل اين مرتبهء اخير است كه معبر به ساعت شده و از براى همين معنى دو صورت كه مبناى سخن در اين جواب بر آن نهاده هر دو نشان وطن و جاى اقامت است . چه صورت اول كه مرتبهء اقدام است بناى عبارت بر توالد و تناسل نهاده و صورت دوم را بناى استعاره و تمثيل بر رفع بنيان و ترتيب مكان . و پوشيده نيست كه اين هر دو نشان موقف اقامت و موطن قرار و استراحت است . و اما مرتبهء دوم از اين سخن كه جمال آن اجمال به تحصيل تفصيل و حال رسانيده آن است كه آن دو طايفه كه محصول كارخانهء تكوين و ايجاد ايشان‌اند چنانچه مبين گشت ، نموده است كه در اين زمان مبارك سبحه وضع ظاهر شده باشند و خصوصيت زمان هريك را به چه لباس بر صدر ظهور جلوه دهد ؟ طايفهء اول كه مرتبهء ايشان اقدم و اعلى واقع شده است نشانهء خصوصيت زمان در ايشان آن نموده كه امت ربت خود را بزايد يعنى قابل كه سبب حليت مباشرت با او عقد استيلا و تملك باشد و او در غايت خضوع مذلت و فاعل در استغنا و عزت ، چه سبب حليت مذكور گاه مىباشد كه عقد مناكحت مىباشد كه كفايت بين القابل و الفاعل آنجا اعتبار دارد و لفظ امت مشعر به صورت اول است . يعنى اين‌چنين قابلى مالك خود را بزايد و اين زاييدن مترتب بر بلوغ خاص انسانى است همچنانچه زاييدن متعارف مترتب بر بلوغ عام حيوانى مىباشد . و معنى اين آن است كه اين مباشرت با قابل مذكور و تصرف در او بر وجهى باشد كه مستتبع آن شود كه مثل او در كمال خاص انسانى چنانچه معلوم كردى از او بزايد و ظاهر گردد و اين فرزند اگرچه مثل او باشد در نوعيت آن كمال و ليكن بايد كه او را رتبت علو و استيلاى حقيقى باشد و اين بنابرآن