صائن الدين على بن تركه
154
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
باورى بدارى . و چون لفظ اللّه مشعر به همهء حضرات الهى است چنانچه بر واقفان زبان حرف پوشيده نماند در باورى داشتن حضرات جلايى به همان اكتفا نموده و ديگر مراتب و عوالم را به تفاصيل اسما و اوصاف ذكر فرمود تا تنبيه شود متفطن را كه راه دانستن حضرات مذكوره همين جواهر حروف منزله مىتواند بود و ليكن عوالم را طريق اسما و اوصاف هم يكى از راههاى دانستن مىشود و اگرچه نه به تفاصيل احوال و احكام باشد . و اول عوالم مرتبهء ارواح و عالم مجردات است و ملايكه اشارت بدانست چه در هر مرتبه از اين مراتب عوالم آنچه [ به ] اوصاف وحدت مذكوره اقرباند همان را صلاحيت تصديق و باورى داشتن تواند بود و در اين مرتبه اين درجه مخصوص ملك است چنانچه تحقيق آن در جايش روشن گشته باشد . و صاحب آن درجه در مرتبهء دوم يعنى عالم اجساد و مثال مطلق ، كتاب است چه هيچ فردى از افراد عالم مثال به كمال جمعيت كتاب نيست . و در مرتبهء سوم يعنى عالم اجسام و جهان هويدايى و مرتبهء شهادت رسولاناند كه هيچ فرد از اين عالم به كمال تحقق ايشان به وحدت مذكوره نمىتواند بود . و چون اين سه مرتبه از امهات عوالم وجودى بر وجه مذكوره داخل تصديق و باورى داشتن ايمانى گردانيد ، دو مرتبهء ديگر از آن جمعيت وحدت مذكوره مانده است كه از همه به وحدت احاطى اقرب است : يكى آن است كه همه افراد عوالم در آن مرتبه با صورت افعال و آثار افعال مشخص و ممتاز جمعاند و معاد عبارت از آن است ، و آن است كه تعبير از آن به يوم آخر نمود كه تمام ظهور و اظهار در آن مرتبه صورت بسته ، و مرتبهء دوم آنكه همهء آنها از روى نمايش شعورى و امتياز فرقى ، جدا گردند از هم و آنست كه به قدر تعبير فرموده و چون اين مرتبه از حضرات علمى است كه رتبت بدئى دارد از براى همين معنى به تكرار تؤمن اشارت فرموده چه صورت هر تمامى كه هست پيكر دورى دارد و در آن صورت نقطهء آخر به اول متصل خواهد بود .