صائن الدين على بن تركه
146
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
كه ، همچنانكه هر حرفى از حروف منزلهء قديم كه به حضرت رسالت پناهى ختمى محمدى - صلوات اللّه و سلامه عليه و على آله كلما ذكره الذاكرون و سهى عن ذكره الغافلون - فرود آمده ، هريك بحرى است مملو از لئالى حكم الهى و معارف صمدانى ، همچنين هر حركتى از فنون افعال و صنوف اوضاع و اقوال كه در اين اركان درج فرموده ، هريك كانىانداز نفايس جواهر علوم و حقايق كه به لسان اشارت كه محاورهء محرمان خلوتسراى قرب ، بدان زبان مىباشد ، ادا كرده ، چنانچه فحواى گفتهء : حواجبنا تقضى الحوائج بيننا * فنحن سكوت و الهوى يتكلم از آن تعبير مىنمايد . غرض كه دردمندان بيابان شوق بايد كه بدين سرحدها توقف نمايند و نظر تأمل و تدبّر كار فرمايند ، باشد كه از ينابيع حكم [ كه ] در مطاوى هريك روان است بهرهور گردند و محروم نگذرند و از درد گران جهالت بلكه ساير آلام و اسقام ظاهر و باطن به حكم فرمودهء : « وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ » بدين شربت ، خلاصى اميد دارند ، نه از جامى ديگر ، كه هركس كه قانون اشارات اين رموز دانست ، نجات ابدى و شفاى سرمدى يافت ، كه هرچه هست در اين اشارات درج است ، نه جايى ديگر . نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئلهآموز صد مدرس شد و چون هريك از اين بزرگان و مجتهدان كه به سعى جد و قدم اجتهاد اين راه مبارك شرع محمدى را - صلوات اللّه و سلامه عليه - پى سپر و روشن گردانيدهاند به حكم فرمودهء : « اصحابى كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم » همه پيشوايان شاهراه هدايتاند ، هرآينه هر وقتى كه ايشان نمودهاند خالى از حكمتى نخواهد بود ، واجب شد سخنان همه را در اين اركان اسلام گردآورى كردن و وجه هريك را به زبان حكمت و كتاب نمودن ، تا يك طبقه از مدارج