صائن الدين على بن تركه

79

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

كه زبان مناسبات حرفى بدان گوياست . چنانچه عرف « 1 » تخاطب و تكلم خانوادهء نبوت و ولايت است ، هرآينه واجب است كه تحقيق معنى اركان را بدان ختم كند بر طريق ايما و اشارت ، چنانچه ادب اين زبان است و دأب ايشان « 2 » . بكوش تا سخن از روى رمز فهم كنى * تو خواهى از همدان بشنو آن و خواه از رى وجه اول آن است كه زبان اهل كتاب و مناسبات رقوم كتابى از آن گوياست كه چون عبادت « 3 » صورتى است از عرايس مجالى اظهار و سورتى است از آيات كتاب اشعار ، هرآينه بايد كه عبادت هر شخصى از اشخاص مطابق صورت اسم او باشد كه صورت وجودى او است ، چنانچه مقتضاى قانون حرف و تحقيق اهل ذكر است . و چون نماز عبادت خاص به آدمى « 4 » است ، اركان او مطابق صور حروف آدم واقع شده ظاهرا و باطنا « 5 » . چه « 6 » ركن قيام مطابق الف است ، چنانچه ركوع مطابق دال ، و سجود مطابق ميم . و چون اركان مكرره و مشتركه در وجود صورت خفا دارند ، هرآينه در عبادت كه صورت وجود واقع گشته ركن اعتدال و جلوس به بينات دال مشار اليه گردد . و همچنين سجدهء اخير و جلوسش « 7 » به بينات ميم . و اما بينات الف اشارت به نيت و فاتحه است . و باقى دقايق را حاجت به زيادتى افصاح و تبيين نمىداند « 8 » ، « كه تو خود دانى اگر زيرك و عاقل باشى » . وجه دوم آن است كه زبان اهل ذكر و واقفان مواقف انزال و مواطن تنزيلش از آن خبر مىدهد . چه از « 9 » آن اصول هويداست كه از قلم اعلى باز كه شقين ظهور و اظهار از هم متميز گشته‌اند ، و نهايت شق اظهارى انزال كلام قرآنى آمده ، سلسلهء تنوعات اظهارى و اشعارى و نظم مجموعى ايشان مطابق

--> ( 1 ) - ب : در عرف . ( 2 ) - ن ، ب : بيت . ( 3 ) - ب : چون عبادت هر شخصى . ( 4 ) - ب : آدمى است . ( 5 ) - ب : و باطنا ركن . ( 6 ) - ب : حد ركن قيام . ( 7 ) - ب : جلوسش را . ( 8 ) - ب : مصراع . ( 9 ) - ن : چه از اصول .